398 را خروشان مىكند و بنده را از بيچارگى و افسردگى نجات مىدهد. گاهى آه كشيدن، تنها راه نجات است. چه بسيار گرههايى كه تنها به دست «آه و زارى» باز مىشوند؛ و چه درهاى بستهاى كه فقط، با كليد «اشك» گشوده مىشوند.
اگر در عمر، آهى بركشيدى
يقين امروز كاندر ظلّ 1 آنى
وگر با آه راهى نيز رفتى
شهنشاهى و شمع رهرُوانى 2
سمعانى مىنويسد: إِنَّ إِبْرٰاهِيمَ لَأَوّٰاهٌ حَلِيمٌ ؛ «به يقين ابراهيم مهربان و بردبار بود». (توبه:114) در خبر است كه حق - جلّ جلاله - سه نام از نامهاى خود به ابراهيم فرستاد: يكى از آنها «آه» بود، كه بر دوام ابراهيم مىگفتى «آه». و اوّاهش نام دادند. اگر تندرستان و اهل سلامت را نود و نه نام ببايد، اهل بلا را يك نام ببايد. نود و نه نام همه بر زبان برآيد، اما «آه» از ميان جان برآيد، كه زبان و كام را به آه راه نيست. 3
«آرى خداى مهربان، به روى بندگانش درهاى بسيارى گشوده و وسايل گوناگون در اختيارشان گذاشته است. يكى، در عمل است. جمعيتى كه از اين در وارد مىشوند، وسايل و اسباب كار، به تقدير پروردگار، براى آنها فراهم است. بدن سالم، بنيه كار، قدرت مالى، آبرو و اعتبار دارند. با همين وسايل خدادادى به عمل و كار مىپردازند و توفيق الهى هم شامل حالشان مىشود. انواع و اقسام عبادات مالى و بدنى انجام مىدهند؛ روزهها و نمازهاى مستحبّى بهجا مىآورند، حج و عمره بهجا مىآورند، انفاقهاى گوناگون خداپسندانه انجام مىدهند، مؤسسات خيريه تأسيس مىكنند؛ به خدمات ارزنده و عامّ المنفعه و ساير اعمال عبادى موفق مىشوند؛ و خلاصه از راه