380 منا خداوند، تيشه ديگرى به دست او مىدهد تا ضربه ديگرى بر بناى خودپرستى وارد آورد و از دام آخرين جاذبههاى مادى رها گردد.
به مىپرستى از آن نقش خود بر آب زدم
كه تا خراب كنم نقش خود پرستيدن 1«آيا نمىتوان گفت مقصود از اين اعمال اين است كه ما براى قطع تعلق به دنيا و امتيازات و شئون آن تمرينى كرده باشيم؟ آيا همين زلف و زينت و سلاح و تاج و ديهيم نيست كه ما را هم از خدا و هم از بندگان خدا جدا كرده و به خود مشغول داشته است؟ ما گرفتاران دام خويشتنيم و خداوند مىخواهد در نماز بزرگ حج، بندهاى اين دام را يك به يك ببرد و بگسلد تا آزاد شويم و بتوانيم براى اداى نماز بزرگ حج، حضور قلب پيدا كنيم». 2 «حاجى، پس از آنكه سعى خويش را انجام داد، همانند انسانى است كه به ديار معشوق بازگشته، نورانى شده و از تمامى گناهان، پاك و مبرا شده است. او به ميهمانى خدا رفته و با كولهبارى از خوبىها، نيكىها و زيبايىها بازگشته است. او تولدى دوباره يافته و حياتى مجدد پيدا كرد و اينك انسانى ديگر شده است. خداوند مىخواهد اين تغيير و تحول را با علامتى در بدن او نشان دهد از اينرو امر كرده است كه بخشى از اجزاء بدن خويش را جدا كند. مو نشانه زيبايى است. خدا خواسته است انسان از زيبايى ظاهرى بكاهد و سيرتى زيبا بيابد، درونش نورانى شود و از نعمتهاى الهى بهرهمند گردد. خدا خواسته كه انسان جمال خويش را به پاى جمال او قربانى كند. از درون خود روزنهاى بهسوى نور معرفت پيدا كند، در پايان اين راه و در آخرين مرحله اين هجرت طولانى، به نشانه بازگشت به زندگى نورانى، دستى به سر و روى خويش كشد و اوج خشوع و تواضع را در ظاهر خود هم نشان دهد». 3