352علامه طباطبايى درباره شعائر بودن «مروه و صفا» مىفرمايد:
خداوند در آيه شريفه إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ مىفرمايد كه صفا و مروه از نشانههاى خدايند كه از مشاهده آنها انسان به ياد او مىافتد و اينكه در اينجا فقط اين دو را از نشانههاى خود معرفى فرمود، با اينكه تمام موجودات اين جهان، نشانههايى از وجود مقدس اويند، براى اين است كه منظور، علامت تكوينى نيست، بلكه مقصود، شعائر مذهبى تشريعى است؛ زيرا خداوند، صفا و مروه را محل عبادت خود قرار داده است و به اين وسيله مردم از مشاهده آنها به ياد او مىافتند. 1
آيت الله جوادى آملى نيز دراينباره مىگويند:
سعى بين صفا و مروه از سعى هاجر(س) بين اين دو كوه الگو گرفته است كه براى فرزند خود، اسماعيل(ع) در طلب آب بود. در اين آيه عاقبت صبر و تسليم و طاعت بيان شده است و لحظات سختى يادآورى مىشود كه در راه طاعت خداوند و پيروى از ابراهيم(ع) بر هاجر گذشت. خداى سبحان آلابراهيم را اينگونه گرامى داشت كه رفت و آمد هاجر بين صفا و مروه را تا روز قيامت، از شعائر خود قرار داد. سبب اصلى اين علامت الهى، صبر است و حضرت هاجر جز با صبر، به اين مقام نائل نشد. بر اين اساس، ذكر سعى بين صفا و مروه كه از آثار هاجر و اسماعيل است، يادآور ابتلا و حسن عاقبت آن دو بزرگوار است، از اينرو خداوند سبحان تشريعاً دو كوه صفا و مروه را همچون كعبه، صحراى عرفات و مانند آن، جزو شعائر و علائم عبادى معرفى كرد تا نشانه عبادت خدا باشند. بعضى را مانند پيرامون مكه، «مطاف»؛ برخى را مانند فاصله بين صفا و مروه، «سعى»؛ بعضى را مانند عرفات و مشعر، «موقف»؛ و برخى را مانند منا، «مَبيت» و «مَذبح» و