339چشمه آبى كه در مسجد اوست، منفذى به چاه زمزم دارد، چنانكه درباره چشمه مسجد حنفى در قاهره چنين شهرتى وجود دارد. براى آن ادعا، نيرنگ بدتر از اصل افسانه مىسازند و آن اينكه، مردى از مصر براى انجام حج به مكه رفت و طاس دست او به چاه زمزم افتاد، وقتى به قاهره بازگشت، آن ظرف را در چشمه مزبور كه خادم يادشده ادعا مىكرد، يافت. ازاينرو مردم بسيارى بدان تبرك جسته از آب آن شفا مىطلبند.
ه ) برخى از زائران كعبه، پارچه بزرگى را در چشمه زمزم فرو مىبرند و آنگاه آن را در صحن حرم پهن مىكنند تا خشك شود و در حفظ آن مىكوشند و وصيت مىكنند تا ايشان را در آن پارچه كفن كنند.
و) اعتقاد برخى به قداست چاه زمزم و اينكه اگر كسى در آن دفن شود بركت اخروى بهره او خواهد شد باعث شد تا يكى از هندىها در سال 1366 هجرى، از غفلت خادمان حرم بهره گيرد و خود را در چاه زمزم اندازد. با كمك غواصان جده، بعد از رنج شديد، جثه او را يافتند و درآوردند و مقدار زيادى از آب چاه را بيرون كشيدند تا از جهت بهداشتى سالم شود. اينكه سرنوشت آن مرد، به رحمت خدا ختم شد يا به نقمت او، معلوم نيست.
ز) اعراب براى زمزم، قداست ويژهاى قائل بودهاند و آنرا همتاى ساير اركان حج مىدانستند و در مراسم سوگند، زمزم را قبل از مقام ابراهيم ياد مىكردند و چنين مىگفتند: سوگند به كعبه و زمزم و مقام، من آن كار را نكردم.
ح) تكريم بعضى از چشمهها، چاهها و آبها اختصاصى به مسلمانان ندارد؛ زيرا هندىها اعتقاد فراوانى درباره نهر كج و درياچه مادن داشته، ترسايان درباره آب اردن كه در بيست كيلومترى شرق بيتالمقدس واقع است اعتقاد ويژهاى دارند و آن را نهر شريعت مىنامند و زائران آنان به آنجا مىروند، با استحمام در آن تبرك مىجويند و مقدارى از آن آب را براى ديگران هديه مىبرند. عقيده مسيحيان روسى و قبطى