316خون پاك شهداى كربلا، حكومت وقت را مجبور كرد كه به حضرت سجاد(ع) اجازه سخنرانى بدهند. حضرت فرمودند: «أَنا ابنُ مَكۀ وَ مِنى، أَنا ابنُ زَمزمَ وَ صفا»؛ معناى اين كلام نورانى آن است كه فرزند راستين مكه كسى است كه پاسدار روح قبله و مرزبان مطاف باشد. فرزند واقعى منا كسى است كه براى حفظ رهآورد وحى، از جان دريغ نكند و با فداكارى و قربانى كردن، پيوند خود را با سرزمين قربانى محكم كند. مولود واقعى زمزم كسى است كه با نثار خون خود نهال اسلام را، بارور مىكند. فرزند راستين صفا كسى است كه در حرم قلب او هيچ رجسى راه ندارد. اين انسان كامل همان اماممعصوم(ع) است كه بدون او حرمتى براى حرم و مواقف نيست؛ زيرا بدون امام معصوم نه در عرفات، معرفتى است و نه در مشعر، شعورى؛ نه در منا ذبح عظيمى است و نه در زمزم نشانه حياتى؛ نه در صفا علامت نزهت و صافى است و نه در رمى جمرات، رمى شيطان و رجم طاغوتى. در چنين حج و زيارتى، آيات الهى ظهور نمىكند. بدون امامت، هيچ يك از آن مواقف، «شعائر الله» نيست.
ج) قرآن كريم با صراحت اعلام مىكند كه هركس قصد سوء، نسبت به كعبه داشته باشد و بخواهد با تخريب آن، دين را از ميان بردارد و با ويران كردن كعبه، پرستش خدا را از بين ببرد، خداوند او را گرفتار عذاب دردناكى مىكند. بر اين اساس، حادثه عامالفيل كه در آن سپاه ابرهه به عذاب الهى گرفتار شدند، اتفاقى منحصر به فرد يا تصادفى تاريخى نبود، بلكه سنت تغييرناپذير الهى بود و اين است حكم جاودانه الهى كه مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحٰادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذٰابٍ أَلِيمٍ ؛ «هركس بخواهد در اين سرزمين از راه حق منحرف گردد و دست به ستم بزند عذابى دردناك به او مىچشانيم». (حج: 25) اما نبايد از اين نكته غفلت كرد كه حرمت كعبه نيز در گرو حرمت ولايت است، و در حقيقت، با مقام ولايت و امامت پيوندى ناگسستنى دارد. 1