299 قربان و تسليم، تجسّم و تمثّل و ابديت يافته است. هركس در حدّ نگاهش، چشمش باز و چشماندازش وسيع مىشود و اين آيات و مقام ابراهيم را مىنگرد و با او همرنگ و هماهنگ مىشود و فاصلهها و امتيازها، از بين مىرود، و عقدهها گشوده مىشود و سِلم و امنيت برقرار مىشود.
نظر نهايى بانى و طراح خانه كعبه، گسترده شدن آهنگ و بانگ عرفان و شعور و شعار آن، در سراسر گردونه زمين بود تا همه جا شعبه و شعاعى از آن، برپا و تابان شود و همه در خانه خدا و خلق و هر جا كه هستند در سِلم و امنيت به سر برند، در يك صف باشند و در يك جهت روى آورند و فاصلهها و امتيازها از ميان برداشته شود.
براى گستردن چنين پايگاه توحيدى در همه جا، فرزندان و وارثان ابراهيم(ع) سزاوارترند. آنان كه سالها پس از ابراهيم، معبد و هيكل اورشليم را پايهگذارى كردند و بالا آوردند، پس از لشكركشىها و جنگها و آتشسوزىها و ويرانى شهرها و كشتار مرد و زن و خُرد و كلان و هرچه جاندار بود از سوى دشمنان». 1
«بارى ابراهيم انتظار كسانى را مىكشد كه او را مىشناسند و معناى اسرار عمل او را مىفهمند؛ كسانى كه در مىيابند كه ابراهيم، يك تنه در برابر همه بينالنهرين [...] ايستاد. ابراهيم مىدانست كه در برابرش قدرت و آتش است و نيز مىدانست كه داستان ابراهيم و آتش نمرود، درس بزرگى است براى انسان امروز كه هيچ وقت در برابر آگاهى عقيدهاش نسبت به يك حقيقت، مسئوليت از او سلب نمىشود، هرچند همه شرايط عليه حقيقت و عليه اعتقاد او باشد.
و اينگونه بود كه براى سوختن نهضت ابراهيم و ابراهيم، آتش برافروختند و آتش، گلِ سرخ شد؛ يعنى اگر همه ستمكاران و همه روزگارى كه بر ستم استوار است، در برابر يك ندا برخيزد، نه تنها ابراهيم و ابراهيميان شكست نخواهند خورد، كه آتش نيز