234مغناطيس دلربا رسانده و در همان نگاه اول، دلباخته اين خانه كوچك سادهاى شده است كه مردم آن را خانۀ خدا مىنامند و خدا، آن را خانۀ مردم». 1
«بارى اينجا صداى خدا در صحرا به گوش مىرسد. از هر ذرهاى اين ندا برمىآيد و تمام فضاى آسمان و زمين را پر كرده است و هركس آن را مىشنود و هركسى آن را خطاب به خود مىشنود و تو همچون ذرۀ حقيرِ براده آهنى كه به مغناطيس قوى جذب مىشود، احساس مىكنى كه ديگر اين پاهايت نيست كه تو را مىبرد؛ تو را مىبرند و پاهايت از پى تو كشيده مىشود». 2
«آيا تعجبآور نيست؟ اين همه بناهاى مجلل و باشكوه و ساختمانهاى مزين به انواع زينتهاى جالب و اعجابانگيز، در مناطق خوشآب و هوا، همراه با مناظر زيبا و دلربا، هرگز در قلوب و ارواح آدميان، اين جذبه و كشش و مغناطيس را ندارد كه از نقاط دور دست دنيا، مرد و زن، عالم و عامى، فقير و ثروتمند را ديوانه خود سازد و به بيابانها بكشاند و پروانهصفت دور خود بچرخاند؛ در صورتى كه كعبه و اطرافش، نه براى تفريح و تفرج آمادگى دارد و نه وسايل ارضاى شهوات در آنجا فراهم است تا مورد توجه مردم عياش و هوسباز باشد. آنجا جز هواى گرم و سوزان و بيابانهاى پر از رمل و كوهستان، چيزى ديده نمىشود. پس سرّ اين مغناطيس و محبوبيت و جذابيت كه در اين خانۀ سنگى و گِلى ديده مىشود، چيست؟ آرى، علت، يك امر خارقالعاده و فوق علل و اسباب طبيعى است؛ نشانهاى از نفوذ اراده مطلقه مبدأ غيبى -حضرت حق جلّ و علا- است كه از طريق دعوت پيغمبر بزرگوارش حضرت ابراهيم خليل(ع)، اين اثر جذب و توجه را در ميان كعبه و دلهاى مردم قرار داده است و در اثر اين مغناطيس است كه آتش اشتياق در دل زائر شعلهور شده، بار سفر بسته و از وطن مألوف و خانه