222آخر طواف، در اين خيال بودم. چون از طواف فارغ شدم، خواستم از مسجد بيرون روم، شخصى از مسجدالحرام وارد شد و نزديك من آمد و در گوشم گفت: خدايى كه تو را از مرگ امروز رهايى بخشيد، آيا سزاوار است كه در خانه او، طوافِ خربزهاى انجام دهى؟ 1
5. طواف و بريدن از غير خدا
اوج تعالى روحى انسان، در بريدن از غير خدا صورت مىپذيرد، و اوج بريدن از غير خدا نيز آن است كه حتى نعمتهاى بهشت، شخص را از ياد خدا و لذت ديدار او باز ندارد. «حقاً كه اگر انسان، قلبش به نور معرفت، منوّر باشد و مانند ما، اسير سلسلههاى شهوات و زندان طبيعت نباشد، هرگز مخاطبه با حقتعالى و توجه و ذكر او را وسيله چيز ديگر قرار نمىدهد.
اولياى خدا، نظرشان به دعا، انقطاع به حقتعالى است و او و مذاكره و خلوت با او را وسيله خودپرستى و خودخواهى نمىكنند، بلكه هرچه بخواهند براى آن است كه باب مراوده با دوست را مفتوح كنند:
در دل دوست به هر حيله رهى بايد كرد
ما اسيران نفس و شهوت، خدا را براى خرما مىخواهيم و دوست را فداى لذات نفسانيه مىكنيم و اين از بزرگترين خطاهاست... [اولياى الهى] اگر چيزى بخواهند، چون كرامت دوست است، مىخواهند. ببين محب حقيقى و مجذوب مطلق، على بن ابىطالب(ع) در دعاى كميل چه مىگويد:
فَهَبْنِي يا الهي وَ سَيدي وَ مَوْلاي وَ رَبِّي، صَبَرْتُ عَلَى عَذابِكَ فَكَيفَ اصْبِرُ
عَلى فِرَاقِكَ، وَ هَبْنِى يا الهى، صَبَرْتُ عَلى حَرِّ نارِكَ فَكَيفَ اصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ