204در امان بودن از گزند آنان، خود را در حمايت قبيلهاى و بزرگى قرار مىدادند. امروزه، گمان عدهاى بر اين است كه اين رسوم منسوخ شده است، اما اندكى دقت در اوضاع جوامع و جهان، نشان مىدهد كه اين رسم و رسوم نه تنها منسوخ نشده كه به اشكال ديگر ظاهر شده و گسترش و شدت يافته است. اينك آدمها نيستند كه با حمايت ديگران مىزيند كه فراتر از آن، كشورها و جوامع، خود را تحتالحمايه قدرتها قرار مىدهند؛ آن هم با ميل و نه با حفظ عزت و كرامت انسان، كه به زور و با تحقير و استثمار. اما در اينجا انسانها با بيعت با حضرت حق و با استلام حجرالاسود، خود را در كنف حمايت او قرار مىدهند: ( حَسْبُنَا اللّٰهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ )؛ [«خدا ما را بس است و او بهترين حامى ما است». 1 (آلعمران:173)].
حكايت
«بُكَير ِبن اعين» مىگويد:
از امام صادق(ع) درباره حجرالاسود پرسيدم، فرمود: «حجرالاسود، فرشتهاى از فرشتگان عظيم خدا بود. وقتى خدا از ملائكه پيمان گرفت، اولين فرشتهاى بود كه ايمان آورد و اقرار كرد و لذا خدا او را «امين» تمام خلقش گردانيد و پيمانى را كه از ديگر مخلوقات گرفت، نزد او به «امانت» سپرد و بندگان را موظف فرمود كه همه ساله نزد او حاضر شوند و نسبت به ميثاق و پيمانى كه خدا از آنان گرفته است اقرار مجدّد كنند و تجديد عهد بنمايند. سپس خدا آن فرشته را در بهشت، انيس آدم(ع) قرار داد تا او را پيوسته متذكر ميثاق ساخته و به اقرار مجدّد وادارد. تا آنكه حادثه «ترك اولى» براى آدم(ع) پيش آمد و از بهشت اخراج شد و در زمين، حيران و سرگردان و بىمونس بود.