188متصور نيست. پس احترام خداوند، به معناى حريمگيرى اعتقادى نسبت به اوست؛ يعنى انسان بايد آنگونه در پيشگاه حق كُرنش كند كه غير او را نبيند و به غير او تكيه نكند و دل نبندد و حفظ واقعى حريم كعبه و حرمت حرم نيز بدين معناست». 1
16. لذت «نخستين ديدار»
آنكه پس از سالها انتظار و از پسِ آنهمه دورى از كعبه، نخستين بار به ديدار كعبه توفيق مىيابد و چشمانش به نور خانه خدا روشن مىشود، از حسى ناگفتنى و اشتياقى بيان ناپذير، سرشار مىشود، طعم شيرين خرمى و شادى معنوى را مىچشد و لذتى ژرف و بىسابقه، وجودش را فرامىگيرد؛ لذتى كه هرگز از ياد نخواهد رفت و شادىاى كه هيچگاه فراموش نخواهد شد.
«حاجى چون در لباس احرام مىرود و به مسجدالحرام پاى مىنهد، «نخستين ديدار» او با «كعبه» روى مىدهد. كسى كه دهها سال هنگام نماز رو به كعبه مىايستاده و آن خانه را گهگاه در خيال خود مجسم مىكرده است، اكنون با سپردن راهى طولانى، به مكه مىرسد و با عبور از خيابانها و راههايى كه به مسجدالحرام منتهى مىشود، ناگهان چشمش به خانه كعبه مىافتد. در اين نخستين ديدار، به حاجى حالتى دست مىدهد كه به بيان نمىآيد. اين تويى كه من سالها از پس هزاران فرسنگ، رو به تو ايستادهام و خدا را عبادت كردهام؟! آيا تو همانى كه براى رسيدن به آن، از خانه و شهر و ديار، دست شستهام و سرما و گرما و خطرهاى سفر را به جان خريدم تا در كنار تو باشم؟! اينك پس از عمرى به ياد كعبه بودن و مدتها در راه كعبه گام شمردن، كعبه پيش چشم من است؟!
حاجى در همان نخستين بار كه به خانه كعبه نظر مىافكند، يك دل نه صد دل،