171دين خدا در اين سخن پروردگار خلاصه مىشود: ( إِنَّمٰا أَعِظُكُمْ بِوٰاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلّٰهِ )؛ [«شما را تنها به يك چيز اندرز مىدهم و آن اينكه براى خدا قيام كنيد». (سبا: 46)]. اين سخن مفيد حصر است؛ بدين معنا كه موعظتى نيست مگر با يك ويژگى و آن، قيام براى خداست؛ يعنى مقاومت براى احياى امر خدا و استقامت در امتثال حكم او. اين، همان است كه از آن به جهاد تعبير مىشود. بنابراين، دين الهى، فقط در مجاهدت متبلور مىشود. ازاينرو، جهاد با هواها و دشمنان، قيام به شمار آمده و دست ذلت به دشمن دادن و خود را تسليم آنان كردن و از آنها گريختن، قعود و درماندگى است.
شايد سرّ تعبير از مجاهده به «قيام» اين باشد كه در بين همه احوال انسان، قيام از ديگر حالات و شئون او قوىتر و حالت دفاع، در آن شديدتر و عوامل دفاع و يورش، در آن آمادهتر است. بنابراين، محور اصلى دين، قيام و جهاد است؛ آنگونه كه هيچگاه قعود و درماندگى گِرد آن را نمىگيرد.
آنچه ما از تبار بنيانگذار بيتالله الحرام، حضرت ابراهيم(ع) به ميراث بردهايم اين است كه عامل قيام مردم و مقاومت آنها در برابر جباران فرومايه، قوام كعبه و حيات و ادامه آن است. ازاينرو امام زمان قائم آلمحمد(عج) نيز در آغاز قيام جهانى خود، بر محور قيام و قوام جوامع انسانى، يعنى كعبه، تكيه زده، ياران آن حضرت به حضورش مىشتابند.
در واقع، كعبه براى دين خدا، به مثابه استخوان ستون فقرات انسان است كه اگر راست و نيرومند و سالم باشد، مقاومت و ايستادن و رفتن و شتابگرفتن در رسيدن به مغفرت و پيشىگرفتن در خير و امور ديگرى از اين قبيل كه حصول آنها متوقف بر سلامت استخوان ستون فقرات است، امكانپذير خواهد بود. اما اگر اين استخوان ناتوان و سست باشد، ايستادن ناممكن و استقامت ناشدنى و سرعت و پيشىگرفتن و ديگر امورِ متوقف بر قيام، محال است. بر اين اساس، اگر خانه خدا مهجور واقع شد، ارتباط