172 با مركز قدرت بريده مىشود و با قطع اين ارتباط، قيام به «قِسط» و مقاومت در برابر «قَسط» [ستم و بيداد] ناممكن مىگردد و در اين صورت، خير دنيا و آخرت، باز داشته مىشود؛ چراكه كعبه، به فرمودۀ امام صادق(ع)، عامل قيام مردم براى دين و معاششان است «
جَعَلَ اللهُ لِدينِهِمْ وَمَعاشِهِمْ ». 1 از همين رو رسول خدا(ص) فرمود: هركس خواهان دنيا و آخرت است، بايد اين خانه [كعبه] را قصد كند «
مَنْ اراد دنيا و آخِرَةً فَلْيَؤُمَّ هذَا البَيتَ ». 2 پس، خير دنيا و آخرت، در پرتو كعبه -كه قيام آن، قيام دين؛ و قيام دين، مايه بهرمندى در دنيا و آخرت است- خواهد بود». 3
علامه طباطبايى(رحمة الله) مىنويسد:
قيام و قوام، چيزى است كه انسان يا هر چيز ديگرى، به وسيله آن برمىخيزد و كعبه نيز مايه قيام و موجب برخاستن انسانهاست. خداى تعالى كعبه را احترام كرده و آن را بيتالحرام قرار داده و به همين منظور، برخى از ماهها را هم حرام كرده، به وسيله حكم به وجوب حج در آن ماهها، بين ماههاى حرام و بيتالحرام ارتباط برقرار كرد. و غرض از همه اينها، اين بود كه كعبه را پايۀ حيات اجتماعى سديدى براى مردم قرار دهد و آن را قبلهگاه مردم كند تا در نماز، دل و روى خود را متوجه آن كنند، اموات خود و ذبيحههاى خود را بهسوى آن توجه دهند و در هر حال احترامش نمايند و در نتيجه، جمعيت واحدهاى را تشكيل داده، جمعشان جمع و دينشان زنده و پايدار گردد؛ از اقطار مختلف گيتى و نقاط دور در آنجا گرد هم آيند؛ همه قسم طريق عبادت را پيموده و منافعى را كه خصوص اين قسم عبادت براى آنان دارد، به چشم خود ديده، استيفا كنند. اين است معناى قيام در