134
قامت گردون شده زان، حلقهسان
تا بوَد از حلقۀ اين در نشان
مُهر سليمان كه جهان درگرفت
سكهاش از حلقۀ اين در گرفت
گردن جانها همه در طوق او
چيست قمر شق شدۀ شوق او
دست بر اين حلقه زند جبرئيل
تا شنود بانگ ز ربّ جليل
بار خدايا مكن از خود ردم
قَدْح مىاى ده به حريم خودم
دور كنم از درِ اهل ريا
بار دهم در حرم كبريا 1
«كعبه، نور قدسِ نشانههاى «او»ست. [خداوند] آن را به صبح مشرق صفاتش، از مطالع ذاتش نورانى گرداند و آيينه زيبايى و جمالش ساخت؛ تا ناظرانِ معارفش و عاشقانِ كشفِ رداى عظمت و كبريايش نظاره كنند؛ تا رو بهسوى مشاهد قريش و مواقف قدسش خيز بردارند؛ تا از آن، خواهان ديدن برهان صفاتش باشند و بر مشرق صنع جلالش نظر كنند [...] كعبه را خانۀ خود و خانۀ خود را قلب عالم ساخت و از آن، به جلال خود، بر ديدۀ عارفان ظاهر گشت؛ همانطور كه بر موسى(ع) از طور سينا و بر عيسى(ع) از طور مصيصه و بر محمد(ص) و امت او از كعبه متجلى شد». 2«كعبه، مقدسترين و محترمترينِ خانههاى روى زمين است. خانه كعبه، نخستين و برترين نقطه خاكدان طبيعت است. كعبه در جايگاهى بسيار مقدس قرار دارد و خداوند، به آن، عنايتى ويژه داشته و دارد. خداوند از هر چيز يكى را به عنوان بهترين برمىگزيند. او از زمين، كعبه را برگزيد. هيچ منزلى روى زمين محبوبتر و عزيزتر از كعبه نيست. پس، هتك حرمت آن جايز نبوده، بيرون راندن كسى كه به آنجا پناه برده هم جايز نمىباشد». 3