62
نتيجهگيرى
از اين بحث كوتاه معلوم شد:
اولاً: خداوند متعال، امام و رهبرى را كه بتواند همچون رسولخدا(ص) عهدهدار رهبرى و جوابگوى مسائل دينى، دنيوى و اخروى همگان باشد، تعيين و نصب كرده است؛
ثانياً: ابلاغ آنرا با رسالت برابر دانسته است؛
ثالثاً: به او ولايتى همطراز با ولايت خود و رسولش داده است.
با توجه به اهميت مسئله امامت و تأثير آن در سراسر زندگى مادى و معنوى، بهطور قطع تعيين امام منحصر به زمانى، مثل زمان حيات علىبنابىطالب(ع) نمىشود. بلكه بايد اين تعيين براى هر عصرى، از جانب خداوند انجام شود. بيان نام و ويژگىهاى آن امامان نيز بهعهده رسولخدا(ص) گذارده شده است؛ چنانكه تفصيل مسائل ديگر از قبيل نماز، روزه، حج و زكات و نيز تفصيل بعضى از مسائل اعتقادى از قبيل حال محتضر، سؤال در قبر، ويژگىهاى قيامت، مواقف قيامت و... بهعهده رسولخدا(ص) گذارده شده است. پيامبر همانگونه كه به امامت و خلافت علىبنابىطالب(ع) تصريح كرده است، در ضمن روايات فراوان و كلمات خويش، بارها تعداد و حتى نام و ويژگىهاى جانشينان خود را براى تمامى زمانها بيان كرده است كه در بحث روايى به آنها اشاره خواهيم كرد.
بنابراين، قرآن پيروان خود را با صراحت به امام و رهبر صالح كه داراى ولايت از جانب خداوند باشد، ارجاع مىدهد و گاهى از آنان به اهل ذكر، صادقان، اهلبيت، ذوىالقربى، راسخان در علم و... تعبير مىكند.
قرآن كريم به اندازهاى مسئله امامت را بااهميت شمرده است كه علامه طباطبايى(قدس سره) ذيل آيه إِنَّ هٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ ؛ «اين قرآن به راهى كه استوارترين راههاست، هدايت مىكند». (اسراء: 9) دو روايت نقل مىكند كه در يكى آمده: «
يهدي الى