339عليهذا اينكه بخارى روايات مهدى موعود(عج) را نقل نكرده، خود دليل روشنى است كه تعصّب، به وى اجازه نمىداده روايات مهدى(عج) را كه به نفع شيعه تمام مىشده است در كتاب خود بياورد زيرا همانگونه كه در مباحث قبلى ملاحظه كرديد روايات مهدويت بيانگر اين بود كه خلفاى پيامبر دوازده نفرند و مهدى(عج) دوازدهمين آنها است، و مهدى(عج) نهمين فرزند امام حسين(ع) است هشتمين فرزند على بن الحسين(عليهما السلام) تا مىرسد كه فرزند بلافصل امام عسكرى(ع) است. و نيز خصوصيات ديگر مهدى(عج) كه در روايات آمده و اينها تماماً دليل است بر حقانيت مذهب فرقه اثنا عشريّه.
اميدواريم روزى فرا برسد كه علما و بزرگان اسلام از هر فرقه و گروهى كه هستند كنار هم بنشينند و با احتراز از هرگونه غرضورزى و تعصب به بررسى راه حق بپردازند و نتيجةً مسلمانان جهان را از گمراهى و انحراف نجات ببخشند.
6- چگونگى شناخت مهدى واقعى
از زمان ائمه اطهار(عليهم السلام) افرادى پيدا شدهاند كه يا خود ادعاى مهدويت داشتهاند يا گروهى آنان را مهدى موعود خواندهاند؛ براى مثال گروهى از مسلمانان، «محمد حنفيه» را امام و مهدى مىپندارند، گروه ديگرى «محمد بن عبدالله بن حسن» را مهدى غايب مىدانند و بعضى از اسماعيليه، «اسماعيل» فرزند امام صادق (ع) را مهدى مىخوانند. 1
اكنون اين پرسش پيش مىآيد كه چگونه، و با چه معيارى مىتوان مهدى واقعى را شناخت؟
چه بسا نام فردى «محمد» و از تبار هاشم باشد و انقلابى نيز برپا كرده باشد و نهضت او در اذهان مردم جلوه كرده و او را مهدى موعود بدانند. چگونه مىتوان به اينها گفت كه شما در مسير باطل گام برداشتهايد و با امام واقعى خود آشنا نشدهايد؟