338ثانياً: مگر كسى گفته و يا صاحب صحيح بخارى و مسلم مدّعى هستند كه هرچه را كه ما نقل ننمودهايم باطل مىباشد؟ قطعاً اينگونه نيست، حتى نقل شده كه بعضى از رواياتى كه در صحيح بخارى آمده. در صحيح مسلم نقل نشده و نيز بعضى از احاديثى كه در صحيح مسلم آمده، بخارى آن را نقل نكرده است.
ثالثاً: وظيفه ما نيست كه جوابگوى اين سؤال باشيم كه چرا بخارى مثلاً روايات مهدويت را نقل نكرده است بلكه اين آقاى بخارى است كه بايد به سؤال ما جواب بدهد كه چرا موضوعى كه در روايات بهطور متواتر از صحابه نقل شده و بزرگان خودتان از قبيل احمد حنبل كه يكى از ائمه اربعه اهلسنت است و حدود صد سال قبل از بخارى مىزيسته آن را نقل نموده، شما نقل نكردهايد و با سكوت از كنار آن گذشتهايد؟
آيا معنى و مفهوم اين سكوت اين نيست كه ايشان دليلى براى كار خودش نداشته؟
رابعاً: تعجّب از ابن خلدون است كه يكى از مورخين اهلسنت است كه چرا چشم خود را از كتب فراوان محدثين و مفسرين اهلسنت بسته و در ردّ عقيده مهدويت اكتفاء نموده به اينكه بخارى روايات مربوط به حضرت مهدى(عج) را نقل ننموده!؟ آيا اين است شيوه تحقيق و بررسى از موضوعات اسلامى؟
در خاتمه مىپردازيم به كلامى از محقق و نويسنده مشهور، مرحوم آقاى دوانى ايشان مىگويد. 1
بخارى از كسانى امثال معاويه، سمرة بن جندب، مروان حكم، عمرو عاص و عمربن حطان خارجى دهها روايت نقل كرده است، ولّى از امام حسن مجتبى نوۀ پيغمبر(ص) و امام صادق و امام موسى كاظم و حضرت رضا و حضرت جواد حتى از امام هادى و عسكرى(عليهم السلام) كه هم عصر او بودهاند 2 يك روايت هم نقل نكرده است،