311پيامبر(ص)، يعنى صائدبنصيد باشد، معلوم نيست و حديثى هم كه دلالت بر زندهبودن دجال تا موقع ظهور حضرت مىكند از نظر سند ضعيف است و قابل اعتماد نيست و اگر هم پيامبر صائد را ديده، و از او تعبير به دجال كرده است، مراد همان دجال لغوى است؛ يعنى دروغگوى فتنهانگيز. در واقع پيامبر او را يكى از مصاديق دجال دانسته، و به اصحاب خود معرفى كرده است و چون پيامبر از خروج دجال آخرالزمان نيز خبر داده بود، اين دو مطلب سبب اشتباه مردم شده است و مردم گمان كردهاند كه دجال آخرالزمان همان صائد خواهد بود و او زنده و داراى عمر طولانى است. 1
آنچه درباره دجال از روايات استفاده مىشود و بهطور قطع مىتوان گفت، اين است كه در نزديكى ظهور، فرد فتنهانگيزى پيدا مىشود و گروه بسيارى را منحرف مىسازد و فتنه او بالا مىگيرد تا آنجا كه نه تنها ادعاى پيامبرى، بلكه ادعاى خدايى هم مىكند و سرانجام به دست حضرت مهدى و اصحاب ايشان هلاك مىشود. اما درباره ساير ويژگىهايش، مانند طول عمر و...، مدرك مورد اعتمادى در دست نيست. واللهالعالم.
نهضت سيد حسنى
يكى ديگر از علائم حتمى در روايات، قيام و نهضت سيد حسنى است. ايشان در روايات به جوانى خوشسيما توصيف شده است كه از ناحيه «ديلم» و «قزوين» خروج مىكند و از شيعيان اهلبيت و پيرو حق است. هيچ انگيزهاى براى خروجش، جز اصلاح دين و نجات مردم از ظلم و فساد ندارد و هرگز ادعاى امامت و مهدويت نمىكند. افرادى شجاع اطراف او جمع مىشوند و او همچون سلطانى عادل ميان آنها حكمفرمايى مىكند. كمكم بر عدهاى از ستمگران غلبه مىيابد واز قزوين تا كوفه را از وجود ظالمان پاك مىسازد و در كوفه خبردار مىشود كه حضرت مهدى ظهور كرده، و از مدينه به كوفه آمده است. سيد حسنى با اصحاب خود بهخدمت حضرت مشرف مىشوند و او بهطور كامل به حقانيت و صداقت امام مهدى(عج) يقين پيدا مىكند. ولى