175كاملاً آگاه بوده و با اجازه پدر بزرگوارشان در آن امور دخالت مىكردند.
از مباحث گذشته معلوم شد كه غيبت و اختفاى امام عصر(عج) هرگز مانع كارهاى مهم اجتماعى كه وظيفه امام و حجت خدا مى باشد نيست.
حتى در بعضى روايات 1، غيبت حضرت تشبيه شده به مخفى بودن حضرت يوسف از ديد برادرانش، كه حضرت يوسف در حال اختفاى نسب و حسب خود، هم امور مملكتى را اداره مىكرد و هم به برادران خود مىرسيد و در ميان مردم رفت و آمد داشت. امام صادق(ع) به سدير صيرفى مى فرمايد:
... انّ فى صاحب هذا الامر شبهاً من يوسف ... صاحب هذا الاَمر يترددّ بينهم و يمشى فى أسواقهم ويطأ فرشهم ولا يعرفونه حتى يأذن الله له أن يعرفّهم نفسه... . 2
مهدى موعود داراى شباهتى از يوسف صديق دارد كه برادران آمدند و حضرت يوسف را ديدند و كارشان انجام گرفت اما او را نشناختند تا اينكه حضرت يوسف خود را معرفى كرد و فرمود: أنا يوسف. آرى صاحب الأمر نيز در ميان مردم رفت و آمد مىكند در بازارهاى آنان حاضر مىشود و حتى گاهى در خانههاى افراد وارد مىشود و روى فرشهاى آنها مىنشيند ولى او را نمىشناسند.
خلاصه كلام، در يك جمله كوتاه بايد گفت: غيبت امام به معناى حاضر نشدن در جامعه و مداخله نكردن در امورات نيست، بلكه بهمعناى ظاهر نبودن ايشان است.
كلام معجزهآسا
«ابونصر»، خادم امام عسكرى(ع) مىگويد:
من روزهاى اول ولادت حضرت مهدى(ع) به خدمتشان رسيدم. صورت ايشان مثل قرص ماه روشنايى داشت. به او سلام كردم، جواب من را داد. ايشان به من نگاهى كرد و فرمود:
«أتَعْرِفُني» ؛ «آيا مرا مىشناسى؟» گفتم:
«أنت سيّدي و ابنسيّدي» ؛ «تو