131بنابراين كمكخواهى بندگان مبتلا از اين انسانهاى ممتاز مانعى ندارد. همانگونه كه بهرهگيرى از خواص گلگاوزبان براى درمان مانعى ندارد، پناهبردن به حضرت عيسى براى بهرهگيرى از قدرت الهى او شرك به حساب نمىآيد.
2. در سوره مباركه نمل و در حكايت خبرآوردن هدهد از سرزمين سبا و پادشاه آن «بلقيس»، سليمان به اطرافيان خود مىگويد: «كداميك از شما تخت او را براى من حاضر مىكند قبل از اينكه آنها تسليموار پيش من آيند؟» فردى كه از طايفه جنيان بود و قرآن از آن به «عفريت» نام مىبرد، گفت: «من آن را مىآورم قبل از اينكه از جاى خود برخيزى». اما انسانى كه به تعبير قرآن به او دانشى داده شده بود، به حضرت سليمان گفت: «پيش از آنكه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد»: قٰالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتٰابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ (نمل: 40).
روايات، آن شخص را «آصفبنبرخيا» معرفى مىكند. از سخن حضرت سليمان كه فرمود: قٰالَ يٰا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهٰا قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ؛ «اى بزرگان! كدام يك از شما تخت او را براى من مىآورد». (نمل: 38) معلوم مىشود كه صاحبان چنين قدرتى بين حاضران متعدد بودهاند. 1
در واقع، حضرت سليمان از آنها خواست كه اين كار را براى او انجام دهند و واژه توسل نيز چيزى غير از اين نيست كه از بزرگ و صاحبقدرتى بخواهيم كه ما را كمك كند. با توجه به اينكه قدرت اين افراد از خداست، مراجعه ما به آنان نيز به معناى مراجعه به خداست؛ زيرا معتقديم كه آنها هرچه دارند از خداست و خودشان نيز معترفاند كه ما هرچه داريم از جانب خداوند است. پس آنان اين قدرت خدادادى را در مسير غير رضاى خداوند بهكار نمىگيرند. بنابراين كمكخواهى از اين افراد هيچمنافاتى با توحيد ندارد.