110خداوند در سوره رعد براى شناخت حق و باطل مثال واضحترى مىزند و مىفرمايد:
أَنْزَلَ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً فَسٰالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهٰا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رٰابِياً وَ مِمّٰا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النّٰارِ ابْتِغٰاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتٰاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذٰلِكَ يَضْرِبُ اللّٰهُ الْحَقَّ وَ الْبٰاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفٰاءً وَ أَمّٰا مٰا يَنْفَعُ النّٰاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذٰلِكَ يَضْرِبُ اللّٰهُ الْأَمْثٰالَ (رعد: 17)
[خداوند] از آسمان آبى فرو فرستاد و از هر دره و رودخانهاى به اندازه آنها سيلابى جارى شد. سپس سيلاب بر روى خود كفى حمل كرد و از آنچه [در كورهها] براى به دست آوردن زينتآلات يا وسايل زندگى، آتش بر آن مىافروزند كفهايى مانند آن به وجود مىآيد. خداوند براى حق و باطل چنين مثالى مىزند. سرانجام كفها به بيرون پرتاب مىشوند. ولى آنچه به مردم سود مىرساند [آب يا فلز خالص] در زمين مىماند. خداوند اينچنين مثال مىزند.
از اين آيات مشخص مىشود كه هر چند باطل خودنمايى مىكند، اما دوام ندارد. برخلاف حق كه ريشه آن در دل و فطرت بشرى قرار دارد و شاخههاى آن متصل به آسمان انديشه و عقول انسانهاست. مثل معروفى است كه مىگويد
:«للباطل جولة و للحق دولة» ؛ باطل تنها خودنمايى مىكند و جولانى مىدهد و سپس از بين مىرود. اما دولت و دوام، مختص به حق و حقيقت است.
بنابراين مشاهده مىكنيم كه نداى توحيد از پيدايش بشر تا حال طنينانداز است و نداى انبيا همچون ابراهيم، موسى، عيسى و... استمرار دارد و قرآن و آيات محكم آن از زمان نزول تا به امروز جلوهگر است و عقول بشرى را به خود جذب كرده است. كنار مكتب توحيد و دعوت انبيا و قرآن، صدها مكتب ديگر آمد، ولى براى هميشه فراموش شد؛ بهطورىكه از آنها در تاريخ هم اثرى نيست و همين تفاوت، بهطور كامل حق را از باطل جدا مىسازد.
مسئله توسل به ائمه، بهويژه در عصر غيبت، تنها به چند واقعه منحصر نيست تا احتمال اتفاق و تصادف دهيم و نيز به زمان خاص و محدودى منحصر نيست كه گفته شود چرا