74نيز ديدگاه او را پذيرفته است. 1 البانى ديدگاه حاكم و ذهبى را امضا كرده است. 2 احمد محمد شاكر هم حديث مذكور را صحيح دانسته است. 3
اين حديث به روشنى نشان مىدهد كه على(ع)، پس از رسول خدا(ص) خليفه و پيشواى مسلمانان است. در اين حديث نمىتوان واژه «ولى» را به معناى «يارى» دانست؛ زيرا على(ع) در زمان حيات رسول خدا نيز يار و ياور مؤمنان بود. بنابراين چه معنا دارد كه رسول خدا، ولايت على(ع) را با واژه «پس از من» همراه سازد؟! با اين توضيحات، آشكارا مشخص مىشود كه مقصود پيامبر از ولايت على(ع)، اولويت وى براى تصرف در امور امت بوده است؛ بهويژه آنكه تأكيد پيامبر بر ولايت على(ع)، براساس برخى روايات كه بيان شد، در پاسخ به صحابهاى صورت گرفت كه به رفتار على(ع) در ازدواج با يكى از كنيزان و گزينش وى براى خود، اعتراض داشتند. همه خردمندان مىدانند كه ازدواج مذكور نه با مفهوم نصرت و يارى، بلكه با مفهوم اولويت تصرف، همخوانى و سازگارى دارد.
5. حديث منزلت
بخارى به نقل از «سعد بن ابى وقاص» مىنويسد: «پيامبر(ص) به على(ع) فرمود: آيا خوش ندارى كه براى من، همچون هارون براى موسى باشى؟». 4 مسلم هم اين حديث را به نقل از سعد، چنين آورده است:
رسول خدا(ص) به على(ع) فرمود: «تو براى من، همچون هارون هستى براى موسى، با اين تفاوت كه پس از من هيچ پيامبرى نخواهد آمد». سعيد مىگويد: «دوست داشتم كه اين حديث را براى سعد بازگو كنم. بنابراين پس از ملاقات با سعد، او را