99در تبيين مفاد آيه تطهير، به پنج محور توجه شده است: حصر، اراده خداوند، اذهاب و از بين بردن، عموم رجس و پليدى و تطهير مورد تأكيد.
هر يك از محورهاى فوق، بحث گستردهاى دارد، اما اشارۀ كوتاهى به آن مىكنيم. از إنّما و ادوات حصر، در آيه 55 سورۀ مائده سخن گفتيم. لذا در اينجا به آن نمىپردازيم. تنها يادآورى مىكنيم كه حصرِ بهكار رفته در آيه تطهير، حصر بر حكم است نه بر مصداق. گاهى در برخى جملهها مىخواهيم در مورد شخصى، حكمى بازگو كنيم؛ مثلاً مىگوييم تنها على اينگونه است كه اصطلاحاً به آن «قصر الموصوف على الصفه» مىگويند. اما در برخى جملات، حكمى را بيان مىداريم كه مىخواهيم آن را براى افرادى انحصارى كنيم كه در اصطلاح «قصْرُ الصِّفة عَلَى الموصوف» ناميده مىشود. در اينجا حصر، از نوع حكمى، يعنى كنار زدن و زدودن رجس و برطرف كردن پليدى از كسانى است كه در آيه از آنها به صورت كلى ياد شده است و در واقع يك حكم انحصارى و اختصاصى است. وقتى حكم، انحصارى و اختصاصى بود، دارندگان آن، واجد خصوصيتى خواهند بود كه ديگران