87در ميان مخالفان خود، پاكدامنترين، باتقواترين و وارستهترين انسانها شناخته مىشدند. اما خلفايى كه اهلسنت حداقل در دوره بعد از خلفاى راشدين، به مشروعيت خلافتشان قائل هستند، چنين خصوصيتى نداشتند. آنها خود را از احراز اين ويژگىها بىنياز مىديدند؛ يعنى بىنياز از انسانى كه هم انتخابش الهى باشد، هم پاكدامن باشد و واجد ويژگىهاى خاص باشد و هم به مسائل دين آگاه باشد. بدين ترتيب، فردى كاملاً معمولى و ضعيف، مانند بقيۀ پادشاهان و حاكمان، مىتواند جانشين پيامبر (ص) باشد.
آخرين نكته و خلاصۀ همه نكات پيشين اين است كه فرايند انتخاب امام و جانشين پيامبر (ص) ، آنگونه كه در ابتدا گفته شد، با روشى كه اهلسنت از آن دفاع مىكند، هيچ سنخيتى ندارد. در اين آيه، از انتخاب اهل حل و عقد، يا اقبال عمومى يا وصيت سخن به ميان نيامده است. لذا ملاحظه مىشود كه اين مهمترين نكته درخصوص آيه است؛ به همين جهت، خداوند از آن به «عهد الله» ياد مىكند نه «عهد الناس».
خلاصۀ محورهاى مورد توجه در آيه، به شرح ذيل است:
- «اِبْتَلىٰ): انتخاب امام قطعاً با آزمايش او و مستلزم داشتن ويژگىهايى است.
- «فَأَتَمَّهُنَّ): امام بايد مورد تأييد كامل الهى باشد.
- بهكارگيرى واژۀ «جاعل » و تأكيدهاى سهگانه موجود در آن، نشاندهنده نصب انحصارى امام از طرف خداوند است.
- تعبير «لِلنّٰاسِ » : همۀ امور مردم (مادى و معنوى) در نظر است.