74«اِبن أبى الحديد معتزلى» در مقدمۀ كتاب «شرح نهج البلاغه» مىگويد:
الحمد لله الذى قَدّم المَفضوُل عَلى الفاضِل لِمَصلَحَةٍ اقتَضَت.
خدايى را سپاس مىگويم كه كسى را كه برترى كمترى داشت بر آن كه برترى فزونترى داشت، مقدم ساخت؛ آن هم براساس مصلحتى كه ايجاب شد و ضرورت يافت.
در واقع او مىخواهد بگويد كه اگر از من، بهعنوان دانشمندى كه با سخنان و ديدگاه و شخصيت على عليه السلام آشناست، بپرسيد كه على عليه السلام برتر بوده يا ديگران، مىگويم ايشان برتر بوده، امّا اين دليل بر اين نيست كه چون برتر بوده، در امر خلافت هم بر ديگران مقدم بوده است. ولى شيعه معتقد است كه امام بايد افضل باشد؛ به دو دليل:
1. به حكم عقل، هر كه افضل باشد و صفات كاملترى در او باشد، احتمال خطا و انحراف در او كمتر است و در نتيجه، آسيب رسيدن به هدايت جامعه كمتر خواهد شد. هرچه اين نسبت كوچكتر شود، يعنى افضليت كاهش يابد، احتمال خطا بالاتر و احتمال گمراهى پيروان بيشتر خواهد شد. اگر مىخواستيم امروز، بعد از پيامبر (ص) خليفهاى انتخاب كنيم، مىگفتيم خليفه بايد افضل مردم باشد. امّا چون كسانى كه بر مسند خلافت نشستند، افضل نبودند و تأييدشان كردهايم، امروز ضرورت افضليت را نفى مىكنيم.
2. سخنانى كه پيامبر (ص) درباره افضليت اهلبيت، به صورت عام و براى برخى از اهل بيت، از جمله على عليه السلام به صورت خاص فرمود، درباره ديگران نگفته است. پيامبر (ص) از اين سخنان چه هدفى داشته