218ايشان بوده است.
مسلم در صحيح خود در باب فضايل خليفۀ دوّم نقل مىكند: پيامبر از جنگى بازگشت. كنيزك سياهرويى نزد آن حضرت (ص) آمد و گفت: نذر كردهام در پيشگاه شما آواز بخوانم و برقصم. پيامبر (ص) به او فرمود: به نذر خود عمل كن و او مشغول نواختن طبل و پايكوبى شد. ناگهان خليفۀ دوّم وارد شد و كنيزك طبل را بر زمين گذاشت و روى آن نشست. در اين حال پيامبر (ص) به خليفۀ دوّم گفت: شيطان از تو مىگريزد. اينكه كنيزى در مقابل پيغمبر (ص) برقصد و آواز بخواند، امّا از خليفۀ دوّم بهراسد، نشان مىدهد پايبندى خليفه به دين، از پيامبر (ص) بيشتر بوده است.
مسلم در صحيح در باب فضايل خليفۀ سوّم نقل مىكند: روزى پيامبر (ص) در خانه عايشه دراز كشيده بود و لباسش كنار رفته بود و رانها و ساقهايش ديده مىشد. در اين موقع خليفه اوّل و دوّم در زدند و وارد شدند و پيامبر (ص) در همان حال بود. ولى وقتى خليفه سوّم در زد و وارد شد، پيامبر (ص) به سرعت خود را پوشاند. همسرش از ايشان پرسيد: چگونه است كه در مقابل آن دو چنين نكردى؟ ايشان فرمود: چگونه شرم نكنم از كسى كه فرشتگان از او شرم دارند؛ يعنى فرشتگان از خليفۀ سوّم شرم دارند. اين چه پيامبرى است كه خود از فرشتگان و از خداى خود شرم ندارد؟
اين تصاوير در روايات اهل سنت درباره پيامبر (ص) ساخته شده و نشاندهنده نگاهى است كه نقلكنندگان اين روايات به شخصيت پيامبر (ص) دارند.