189سخنانى است كه ايشان بهعنوان وحى يا پيام الهى به ما منتقل كردهاند. اما اينگونه نيست كه شخصيت خود پيامبر (ص) بر ما تأثيرگذار نباشد؛ حتى اگر خود و انسانهاى پس از پيامبر (ص) را در نظر نگيريم، آيا مسلمانان صدر اسلام بيشتر تحت تأثير آموزههايى بودند كه پيامبر (ص) به آنها منتقل مىكردند يا شخصيتى كه آن آموزهها، در آن تجسم يافته بود؟ اگر منصفانه و بر اساس آنچه بهعنوان معرفت تاريخى، در خصوص شخصيت پيامبر (ص) كسب كردهايم، داورى نماييم، خواهيم گفت شخصيت پيامبر (ص) و نوع رفتار او، در پرتو وحى، بر مسلمانها تأثير مىگذاشت و اگر پيامبر (ص) تنها آيات را براى مردم مىخواند يا كتابى را يكجا از خداوند دريافت مىكرد و به مردم تحويل مىداد، به هيچ وجه در ميان انسانها مؤثر نمىافتاد. اگر اين مبنا را بپذيريم، انسانى كه مرتكب لغزش، خطا، اشتباه و ساير رفتارهايى مىشود كه هرچند ممكن است مربوط به كاركرد دينى او و تبليغ و هدايت نباشد، تأثير منفى آن بر پيروان او انكارنشدنى خواهد بود.
اگر خاتميت را بپذيريم و معتقد شويم كه پيامبر (ص) آمده است تا سرآمدِ همه پيامبران در تأثيرگذارى هدايتى بر بشريت باشد، آيا چنين خصوصياتى، با معصوم نبودن پيامبر (ص) سازگار است؟ در اين صورت دچار تناقض خواهيم شد. پيامبرى كه نماز را غلط بخواند، در امور زندگى خود اشتباه كند و چيزهايى بگويد كه نمىداند (البته بعضى از اين نسبتها و برداشتها روايت دارد كه برخى از آنها را از صحيح مسلم، صحيح بخارى، سنن ابن ماجه و ديگران گزارش خواهيم كرد)، آيا