154 سياسى - اجتماعى بوده است. نگاه چند صدايى و به تعبير امروزى، دموكراتيك، در همان زمان وجود نداشته تا بگوييم حكومت به آنها هم حق مىداده است كتاب بنويسند و آثار خود را منتشر كنند. در آن زمان، انتقال ميراث ارزشمند و ارجمند اسلامى، به نقل شفاهى افراد منحصر بوده است. با چنين تنگناهايى بايد پذيرفت كه بسيارى از واقعيتهاى آن زمان، در صحيحين بازتاب نيافته است.
اشكال چهارم
شبهه ديگر در خصوص حديث غدير، به دريافت معناى واژگان اين حديث باز مىگردد. آيا مخاطبان، معناى ولايت على عليه السلام را از اين حديث دريافتند؟ به عبارت ديگر، مقصود پيامبر (ص) از عبارت
«مَن كنت مولاه فَهذا عَلي مولاه» را فهميدند و عمل نكردند يا اصلاً چنين معنايى را نفهميدند و اكنون شما آنها را به عدم پايبندى به دستور پيامبر (ص) متهم مىكنيد يا مىگوييد كه آنان مفاد حديث را نفهميدند؟
پاسخ: براى تبيين موضوع، بهتر است به عرصۀ تخصصى اهل ادب و لغتشناسان مراجعه كرد. چنين موضوعى تا حد زيادى به عرف لغوى باز مىگردد. بايد توجه داشت كه منابع واژهشناسى، جهتدار نيست؛ يعنى كسانى كه كتاب لغت تدوين مىكنند به بار ارزشى واژهها كارى ندارند. آنها واژهها را بر اساس كاربرد آن معنا مىكنند و اينكه مثلاً چنين معنايى براى واژۀ ولى، با مفهوم خلافت سازگار است يا خير، براى اهل لغت مسئله و دغدغه نيست؛ چون كتاب لغت، ادبى است نه مذهبى. در كتابهاى لغت، هم كلمات بسيار زشت و ناپسند ديده مىشود و هم كلمات خوب و زيبا.