153 مىزيسته كه ترويج فرهنگ و فضيلت اهلبيت عليهم السلام جرم محسوب مىشده، چگونه جرئت به بازگويى و نشر چنين فضيلتهايى مىيافته است؟ پس عدم نقل برخى مطالب در اين كتابها، اگر از سر كينهتوزى و دشمنى با اهلبيت نباشد، ممكن است تحت تأثير فضاى فرهنگى جامعۀ آن دوران باشد.
- نگاه منصفانه به تاريخ نشان مىدهد پس از دوران امام باقر عليه السلام و امام صادق عليه السلام ، صرفنظر از دوران كوتاه همكارى ناگزير امام رضا عليه السلام با حاكميت، امامان شيعه، در عرصه فرهنگى و اجتماعى حضور آزادانه نداشتند. بلكه به واسطه شاگردان و اصحاب محدود خود، با شيعيان در ارتباط بودند. آنچه در اين فضا رخ مىنمايد، غلبه فرهنگ مورد حمايت حاكميت است. حكومت، در آن دوران پشتيبان فرهنگ تشيع نبود؛ زيرا شيعه و پيروان آن، مشكلاتى براى حكومت ايجاد مىكردند. به گواه تاريخ، شيعه بعد از اميرالمؤمنين عليه السلام و حتى در زمان ايشان، اپوزسيون جامعه بوده است. از روزى كه على عليه السلام با خليفۀ اول بيعت نكرد، هرچند شش ماه پس از رحلت حضرت صديقه عليها السلام بيعت كرده باشد و اصحاب ايشان هم به پيروى از او بيعت كرده باشند، شيعيان همچنان در مقام نقد حاكميت بودند. اگر بيعت امام با خليفۀ اول، از جهت منابع نقلى درست باشد، اين نگرش وجود داشته است كه على عليه السلام منتقد مشروعيت حاكميت است. هيچكس نمىتواند اين واقعيت را در قيام امام حسين عليه السلام و قيامهاى علويان، مانند قيام مختار ثقفى، قيام زيد، قيام نفس زكيه و حسن مثنى و مانند آن انكار كند. همه اين اتفاقها نشان مىدهد كه شيعه در اپوزسيون