152 احاديث از شهرى به شهر ديگر سفر مىكردند، تا احاديث را از كسانى كه مستقيماً شنيده بودند، بشنوند و ثبت نمايند، در اين ميان برخى از احاديث از قلم مىافتاد؛ مثلاً به مرو مىرفتند تا حديثى را كه پيامبر (ص) به كسى، و او هم به فردى تابعى و او هم به تابعينِ تابعين گفته است، بشنوند و بنويسند. اما گاهى اين ثبت و نگارش انجام نمىشد و حديث به فراموشى سپرده مىشد. پس اگر در ديگر كتابهاى اهلسنت مثل مستدرك، روايتى آمده كه در صحيح بخارى و مسلم نيست خللى به اعتبار آن وارد نمىكند.
- از طرف ديگر، در قرون اوليۀ اسلامى، دسترسى به اطلاعات و احاديث كه راويان آن در گوشه و كنار سرزمينهاى اسلامى پراكنده شده بودند، مانند امروز نبود؛ ازهمينرو بسيارى از روايات از دسترس محدثان دور مانده است.
- نكتۀ ديگر اينكه ممكن است مسلمانان صدر اسلام، تحت تأثير تمايلات و حب و بغضهايى بوده باشند كه بر چگونگى ارتباط و تعامل آنان با فرهنگ اسلامى تأثير گذاشته باشد. بايد پذيرفت كه بسيارى از كتابها، تحت تأثير فضاى حاكم قرار مىگيرد. بغض و كينه نسبت به اهلبيت در دورانى، بهويژه از سال 40 - 100ه .ق، ترويج مىشد. اين فضا باعث مىشد حتى اصحاب حديث و روايت، از كنار برخى امور كه در تأييد اهلبيت بود، بگذرند.
شهيد مطهرى بر اين باور است كه حتى محيط زندگى يك مرجع تقليد بر آرا و انديشههاى او اثر مىگذارد. بنابراين محدثى كه در دورهاى