136
دِينِكُمْ در خصوص هيچيك از موضوعات ديگر دين بهكار نرفته است. اين امر نشان مىدهد كه بايد اكمال دين و تمام و كامل شدن آن با امرى باشد كه اهميتش از ديگر امور بيشتر است. با بازگو كردن احكام شرعى و فقهى نمىتوان ادعا كرد كه دين كامل شده است. همچنين با فرضِ پذيرفتن نزول اين آيه در حادثه غدير، اهميت ولايت و تعيين جانشين پيامبر (ص) در ديدگاه قرآن روشن مىشود.
مسئله قابل توجه ديگر، واژۀ نعمت است. در آيه آمده است: وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي. از نكاتى كه در فرهنگ اسلامى به آن استناد مىشود، اين است كه قرآن، نبوت و هدايت و رهبرى معنوى و دينى جامعه را نعمت مىداند؛ همانگونه كه در آياتى دربارۀ بعثت پيامبر (ص) از كلمه منّت استفاده شده كه قرين نعمت است؛ مانند: لَقَدْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ... (آل عمران: 164). در اينجا كلمه «مَنّ» بهكار رفته است و از ديدگاه مؤمنان، منت، يادآورى نعمت بزرگى است كه به كسى داده شود. پس نمىتوان موضوعاتى مثل احكام فرعى و احكام فقهى را با همه اهميتى كه دارند، جزء مكملهاى دين و تمامكنندههاى نعمت به حساب آورد. بزرگترين نعمت (آنگونه كه برخى به شرح آن پرداختهاند)، هدايت است و تحقق آن هم جز با هادى و هدايتگر امكانپذير نخواهد بود. پس نمىتوان موضوع آيه را به احكام فرعى و فقهى سوق داد؛ زيرا ما از مخاطب خود مىپرسيم: اسلام را چه چيزى كامل كرده است و چه چيزى نعمت خداوند را بر انسان تمام گردانيده است؟ ما درصدد اين نيستيم كه مصداقى براى آن بازگو كنيم.