112آن نبودند.
پاسخ: مواردى كه اين عده، از اظهار خطا يا گناه اهلبيت نقل كردهاند دو خصوصيت دارد:
اولين ويژگى، اين است كه اين جملهها، اغلب قبل و بعد دارند و آن قبل و بعد، معناى اين جملات را روشن مىكند؛ براى مثال، عبارت
«فاني لَستُ في نفسي بفَوقِ أن اخطِئ» را اميرالمومنين عليه السلام در جايى مىفرمايد كه بحث بر سر اين است كه لشكر را به كجا بفرستند و چگونه بجنگند. حضرت مىخواهد مشورتدهى و مشورتپذيرى را تبيين كرده، نهادينه كند. امورى چون فرستادن فرمانده و فرمان جنگى از امور زمينى و بشرى است كه افراد خود در خصوص آن تصميم مىگيرند.
حضرت مىخواهد به پيروان خود بياموزد كه با همديگر در امور زندگى مذاكره و مشورت كنند و بعد تصميم بگيرند؛ به بيان ديگر، بهعنوان يك فرمانده نظامى مىخواهد اصل مشورت را در امور بشرى بازگو كند، نه در مقام هدايت انسانها.
دوّمين ويژگى آنكه بسيارى از اين عبارات، در مقام تعليم و آموزش بوده است. پيشوايان ما مىخواستهاند به اصحاب خود بياموزند كه چگونه با خداوند راز و نياز كنند و از خداوند بخشايش بخواهند. اگر آموزگارى واژگان را در حضور دانشآموزان تلفظ مىكند، به اين معنا نيست كه خود در تلفظ واژگان مشكل دارد.
وجه ديگرى كه براى آن گفته شده اين است كه در مراتب عبوديت، امامان خود را همواره نسبت به مرتبه بالاتر، دچار نقصان و كاستى