106آن عوض شود و مخاطبانش كسان ديگرى باشند.
در پاسخ مىگوييم: بايد توجه داشت كه اولاً وحدت سياق در آيات، در همه جاى قرآن سارى و جارى نيست. نمونههاى بسيارى در قرآن هست كه سياق آيه عوض مىشود و دوباره به سياق اول باز مىگردد؛ براى مثال در آيات 21 و22 سورۀ مباركۀ انسان مىخوانيم: وَ سَقٰاهُمْ رَبُّهُمْ شَرٰاباً طَهُوراً* إِنَّ هٰذٰا كٰانَ لَكُمْ جَزٰاءً مىبينيم در آيه نخست مىفرمايد كه آنان اينگونه بودند. به تعبير ادبى با صيغۀ غايب از آنان ياد مىكند، امّا در آيه بعد، از صيغۀ مخاطب استفاده مىشود: إِنَّ هٰذٰا كٰانَ لَكُمْ جَزٰاءً....
نمونۀ ديگر، آيه 22 سوره يونس است: حَتّٰى إِذٰا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ. ابتداى آيه، مىفرمايد: حَتّٰى إِذٰا كُنْتُمْ؛ «هرگاه شما در كشتى بوديد»، امّا در ادامۀ آيه مىفرمايد: وَ جَرَيْنَ بِهِمْ؛ «و كشتى آنها را مىبرد». ضمير شما كه مخاطب است به ضمير آنها كه غايب است تغيير كرده كه به آن صنعت التفات مىگويند. اين نشان مىدهد كه در قرآن، تغيير سياق از غايب به مخاطب و از مفرد به جمع و مانند آن فراوان است.
اشكال ديگر اينكه براساس روايت عكرمه كه گفته است: مراد از اهلبيت زنان پيامبر (ص) هستند، چگونه زنان را از دايرۀ اهلبيت خارج مىكنيم؟
در پاسخ به اين اشكال، اولاً بايد به شخصيت عكرمه توجه كرد.
اهلسنت به او نقد جدّى دارند و دربارۀ او سخنانى گفته شده است كه