101است؛ بهگونهاى كه چيزى از آن باقى نماند. ولى آيا خداوند گناهى را از بين برده كه وجود داشته يا گناهى را از بين برده كه احتمال ارتكاب آن بوده است يا اصلاً زمينه گناه را از ميان برده است؟
اشكال را اينگونه مطرح مىكنند كه اگر شيعه به شقّ اول، يعنى از بين بردن گناهِ موجود معتقد است، پس اهل بيت گناهكار بودند و خداوند خواسته است اين گناه را به اراده خود از آنها بزدايد. بنابراين، عصمت آنان از گناه ثابت نمىشود.
در پاسخ مىگوييم كه قطعاً شقّ اول، مراد آيه نيست؛ زيرا پيامبر بزرگوار اسلام هم كه شامل مفهومِ اجمالى عصمت [كه همه فِرق اسلامى اعم از شيعه و اهلسنت، در اعتقاد به آن براى پيامبر (ص) مشترك]اند، از مصاديق اين آيه است. ايشان هنگام نزول آيه، در خانه امسلمه بوده است. بنابر آنچه مسلم در صحيح خود آورده است، پيامبر (ص) هم زير عبا يا كسا قرار گرفت و بعد فرمود: «خدايا اينها اهلبيت من هستند»؛ يعنى من و خاندانم در شمول اين آيه هستيم و بعد، اين آيه نازل شد. پس نمىتوانيم به دوگانگى در باب عصمت كسانى كه هنگام نزول آيه، زير عبا قرار گرفتند، معتقد باشيم و بگوييم پيامبر (ص) نوعى عصمت دارد كه گناه نكرده است و ديگران هم نوعى عصمت دارند كه گناه كردهاند و بعد خدا خواسته است كه گناه آنان را بزدايد.
اما شقّ دوم يعنى اينكه احتمال گناه هم در آنها وجود ندارد، با همين دليل پاسخ داده مىشود. پيامبر (ص) تا پايان عمر نيازمند چنان عصمتى بود كه او را در مقام نبوّت و هدايت، چه در دريافت وحى، چه در حفظ