44و نيز مىفرمايد:
«إِنَّ السُّجُودَ عَلَى تُرْبَةِ أَبِىعَبْدِاللهِ(عليه السلام) يَخْرِقُ الحُجُبَ السَّبْعَ» 1؛ «سجده بر تربت امام حسين(ع) حجابهاى هفتگانه را مىشكافد».
توصيه شرعى به برداشتن خاك غير تربت سيدالشهداء و استفاده از آن وجود ندارد. ولى شرك دانستن چنين كارى نيز وجه شرعى ندارد.
3. هيچيك از پيروان اهلبيت(عليهم السلام)، از ائمه مدفون در بقيع طلب مغفرت نمىكند، بلكه آنها را بين خود و خداوند متعال واسطه قرار مىدهند تا پروردگار عالم، به سبب آبروى اين بزرگواران از گناهان شيعيانشان درگذرد.
4. آوردن بيمار به كنار قبور - اگر در واقع اتفاق بيفتد - نوعى توسل به اولياى الهى، براى برآورده شدن حاجت و رفع مشكل و بيمارى است و توسل به ارواح پاك و سرچشمههاى فيض، مورد تأييد شرع است.
5. منظور از عبارت «دست مردگان از دنيا كوتاه است» چيست؟
اگر منظور اين باشد كه آنها ديگر نمىتوانند اعمالى مانند نماز، روزه، حج، انفاق و... را انجام دهند، بىشك سخن درستى است؛ زيرا با عبور آدمى از دالان مرگ به سوى حيات برزخى، فرصت انجام عمل به پايان مىرسد؛ هرچند پرونده اعمال «ما تأخر» و آنچه از پى مىآيد، مانند عملى كه زندگان براى آنها مىفرستند و نتايج سنتهايى كه خود در زندگى بنا كردهاند، همچنان باز است.
اما اگر مفهوم اين عبارت، نابودى انسان به سبب مرگ باشد، سخن نادرستى است؛ زيرا:
الف) اين سخن جز بر مبناى بينش مادىگرايانه قابل تفسير نيست؛ درحالىكه روح اسلام با بينش ماترياليستى سازگارى ندارد؛
ب) اين معنا، برخلاف نص قرآن است؛ زيرا قرآن به صراحت، مبلّغ وجود حيات برزخى است؛ براى نمونه، مىفرمايد: