31پس از رفتن عمر، آنها به خانه فاطمه(عليها السلام) آمدند. فاطمه(عليها السلام) گفت: «آيا مىدانيد كه عمر نزد من آمد و به خدا سوگند ياد كرد كه اگر شما به منزلم بازگرديد، دستور دهد تا خانه را با شما به آتش كشند؟! به خدا سوگند كه او به سوگندش عمل خواهد كرد! 1
همانطور كه مىدانيد، يكى از القاب حضرت فاطمه(عليها السلام)، صديقه به معناى بسيار راستگو است كه خود رسولخدا(ص) اين لقب را به ايشان عنايت فرمود 2 و منظور از آن در وهله اول، راستگويى در همه اقوال است. 3 شاهد بر اين وصف، سخن عايشه است كه مىگويد: «من كسى را به جز رسولالله(ص) راستگوتر از فاطمه(عليها السلام) نديدم». 4 حال با اين وصف، سوگند آنحضرت(عليها السلام) در اين سند تاريخى، جز دلالت بر وقوع آن واقعه چه معنايى را مىرساند!
- بلاذرى مىنويسد:
ابوبكر به دنبال على(ع) فرستاد تا با وى بيعت كند، اما وى نپذيرفت. پس عمر با مشعلى آمد و فاطمه با او روبهرو شد و گفت: «آيا من نظارهگر باشم و حال آنكه تو در خانهام را به آتش مىكشى؟» عمر گفت: «آرى!» 5
بىترديد، آنچه در اين سند آمده، اشاره نويسنده به واقعه تلخى است كه قلم از ترسيم آن شرم دارد.