174مدعاى حضرت عبارت بود از:
الف) ميراث پيامبر(ص)؛
ب) فىء "مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلىٰ رَسُولِهِ" ؛ «آنچه كه خدا از اموال كافران به رسول خود غنيمت داد.» (حشر: 7)
ج) صدقه پيامبر(ص) در مدينه؛
د) فدك؛
ه) باقىمانده خمس خيبر.
در واقع، اينها نيز مقدمهاى براى مطالبه اصل حق بود.
ابنابىالحديد مىگويد:
از استاد تاريخ خود پرسيدم چرا خليفه پيامبر مطالبات دختر ايشان را به او نداد. همانگونه كه پيامبر(ص) از مسلمانان خواست تا گردنبند زينب، دختر ديگرش كه براى فديه شوهر خود پرداخته بود را به او ببخشند و مسلمانان نيز چنين كردند؟ استادم پاسخ داد: «اگر خليفه ادعاى زهرا را درباره فدك مىپذيرفت، پس از آن ادعا مىكرد كه خلافت نيز حق شوهرم است و بايد حكومت را نيز واگذار مىكردند». 1
5. مطالبه حضرت زهرا(عليها السلام) به دليل ارزش مادى و اقتصادى فدك و مانند آن نبود، بلكه از جهت وجوب مطالبه حق و جلوگيرى از انحراف علنى جامعه اسلامى و حقكشى آشكار بود. اين علت و انگيزه در زمان حكومت اميرمؤمنان(ع) وجود نداشت؛ آبى بود كه ريخته شده بود. حضرت على(ع) خود مىفرمايد: «مرا با فدك و غير فدك چه كار است؟!»
متن بخشى از نامه اميرمؤمنان(ع) به عثمان بن حنيف انصارى، حاكم بصره، چنين است:
... بَلَى كَانَتْ فِي أَيْدِينَا فَدَكٌ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَومٍ آخَرِينَ وَ نِعْمَ الُحكَمُ اللهُ وَ مَا أَصْنَعُ بِفَدَكٍ وَ غَيْرِ فَدَكٍ وَ النَّفْسُ مَظَانُّهَا فِي