110علماى شيعه و بسيارى از علماى اهل سنت، موضوع اين آيه را ازدواج موقت مىدانند. علماى بزرگ اهل سنت كه چنين باورى دارند، عبارتاند از: احمدبنحنبل در مسند، ج3، ص380؛ ابوبكر جصاص در احكام القرآن، ج3، ص96؛ ابوبكر بيهقى در السنن الكبرى؛ قاضى بيضاوى در انوار التنزيل، ج2، ص69؛ ابنكثير در تفسير القرآن الكريم، ج2، ص226؛ جلالالدين سيوطى در الدرالمنثور، ج2، ص140؛ قاضى شوكانى در تفسير فتح الغدير، ج1، ص518؛ و آلوسى در روحالمعانى، ج3، ص8.
اين مطلب آنچنان مسلّم بود كه برخى صحابه، از جمله ابى بنكعب، ابنعباس، سعدبنجبير، و ابنمسعود، و سدى، آيه را اينگونه قرائت مىكردند:
«فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ - إِلَى أَجَلٍ مُسَمَّى - فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ...». اين مطلب را طبرى در تفسير خود، از زمخشرى در الكشاف و نيز رازى در تفسيرش نقل كردهاند. 1
روايتهاى فراوانى در اين زمينه وجود دارد كه به چند نمونه، به نقل از منابع معتبر اهل سنت، بسنده مىشود:
- بخارى و مسلم از جابر بن عبدالله و سلمة بن الاكوع نقل كردهاند كه منادى پيامبر(ص) در بين ما ندا داد و گفت:
«إِنَّ رَسُولَ اللهِ قَدْ أَذِنَ لَكُمْ أَنْ تَسْتَمْتِعُوا» 2 ؛ «پيامبرخدا(ص) به شما اجازه داد، متعه كنيد (ازدواج موقت انجام دهيد)».
- در صحيح مسلم و مسند احمد و غير اين دو، از عطا نقل شده است كه جابر بن عبدالله براى عمره آمده بود. نزد او رفتيم. مردم از او سؤالهاى متعددى پرسيدند. از جمله ذكر متعه شد. گفت:
«نَعَمْ اسْتَمْتَعْنَا عَلَى عَهْدِ رَسُولاللهِ وَ أَبِى بَكْرٍ وَ عُمَرَ» 3؛ «بله! در زمان پيامبر(ص) و ابوبكر و عمر متعه مىكرديم».