96كلى در آن نبود، مگر اينكه چنين تصور نماييم كه مردم طبقههايى بر خانههاى خود افزوده باشند.
اما در مورد خانههاى تازه بنا شده در خارج از محدوده تخطيط، يعنى در اطراف شهر و در مركز و ميدان شهر كه جزء تخطيط اوليه به حساب ميدان آمده بود، مىتوان چنين تصوّر كرد كه اين خانهها، وسيعتر و زيباتر بنا شده بود. طبق روايتى تاريخى، فاصله بين دو خانه در زمان تخطيط، پنج ذراع (حدود2/5 متر) بود كه البته بعدها با بيشتر شدن تراكم جمعيت، ممكن بود، قسمتى از اين مقدار يا همه آن، جزء خانه شود. طبق همين روايت، خانههاى عدنانىها وسيعتر از خانههاى قحطانىها (يمنىها) بود؛ زيرا -چنانكه گفته شدهاست - عدنانىهاى بداخلاق، حاضر نبودند خويشان خود را كه به كوفه مهاجرت مىكردند، در ميان خود و سهم خود و خانه خود جاى دهند، ازاينرو تقريباً همان سهمى را كه در تخطيط اوليه به دست آورده بودند، داشتند. اما يمنىها خويشان مهاجر خود را در ميان خانههاى خود جاى مىدادند، بلكه بخشى از خانه يا زمين خود را به آنها واگذار مىنمودند، ازاينرو خانههاى آنان كوچكتر بود. 1
در ميان روايات تاريخى و جغرافيايى، كمتر روايتى مىتوان يافت كه خصوصيات خانههاى كوفيان را در زمان مورد بحث ما بيان كرده باشد، با اين حال مىتوان از لابهلاى روايات تاريخى مطالب زير را استنباط كرد:
1. در بيان حوادث شب نوزدهم رمضان 40، يعنى شب ضربت خوردن حضرت على(عليه السلام) چنين آمده است كه تكه آهنى كه در ساخت درِ خانه بهكار رفته بود، گوشهاى از پيراهن آن حضرت (عليه السلام) را هنگام خروج از خانه گرفت و باعث معطل شدن آن حضرت (عليه السلام) شد. 2 از اين روايت چند نكته به دست مىآيد: