48
گل بنفشه (بَنَفْسَج) 1:
نام عربى اين گل از كلمه فارسى بنفشه گرفته شده است و به نظر مىرسد عربها يا ساكنان كوفه كِشت اين گل را از ايرانيان آموخته بودند.
گل نرگس (نرجس) 2
: به نظر مىرسد نام عربى اين گل (نَرْجِس يا نِرْجِس) از فارسى گرفته شدهباشد. 3
گل ياسمين 4
: عربها به آن ياسِمين، ياسَمين و ياسِمُون گفتند. البته اصل اين كلمه از فارسى گرفته شده است. 5
گل سوسن (الزَنْبَق، الزنبق الأبيض). 6
گل خَيّرى (خيرو، هيرى ) 7
: اين نام در كتابهاى لغت براى گل شببو و گل هميشهبهار به كار رفته و لغتى است كه از فارسى گرفته شده است. 8
3. گياهان بوتهاى : منظور از اين نوع گياهان، هر گياهى غير از دو دسته اول مىباشد كه عبارتاند از:
نيشكر: عربها به آن «قصب السُكَّر» مىگفتند 9 و محل رويش آن، هورهاى اطراف فرات بوده است. به احتمال قوى مردم آن زمان از شكر اين بوته استفاده مىكردند.
قَسَب العنبر 10:
قسب به معناى خشك شده هر گياهى، و عنبر به معناى زعفران يا وَرس است. ورس نوعى زعفران يمنى است كه در فارسى به آن «اسپرك» يا «اسپرنگ» گفته مىشود. از اين گياه در صنعت رنگرزى بسيار استفاده مىشده است. 11 مشخصات كامل اين گياه در فرهنگ معين به همراه شكل آن آمده است.