43
پنجم - شيح:
گياهى است كه در دشتها مىرويد و براى تهيه جارو از آن استفاده مىشود و در فارسى به آن «علف جاروب، وَرَك، دَرْمَته و خُنْجَك» مىگويند. همچنين لغات «شيح خراسانى»، «قيصوم انثى» و «نبات اشنتوتين» در فارسى براى آن استعمال مىشود. از اين گياه نيز به عنوان علوفه اسب و ديگر چارپايان استفاده مىشده است. 1
ششم - قِيْصوم:
گياهى است كه ساقهاى بلند و برگهايى مانند برگ سرو، بوى خوش و گلى زرد رنگ دارد. نام فارسى آن «مشك چوپان» است. 2
هفتم - نَصى: نوعى گياه ساقه دراز سفيد است كه در چراگاه، بسيار از آن استفاده مىشد. هرگاه ساقه اين گياه، ضخيم و خشك مىشد، به آن «حَلى» مىگفتند. 3
دو - درختان و گياهان بعد از شهرشدن كوفه
گرچه مىتوان بسيارى از گياهان و درختان را طبق قراين مختلف در كوفه آن زمان (17 - 61ه.ق) موجود دانست، اما بناى ما در اين نوشتار برآن است كه تنها نام گياهان و درختانى را ذكر نماييم كه در احاديث يا نقلهاى تاريخى به آن اشاره شده است. اين بخش را در دو قسمت درختان و گياهان پى مىگيريم:
اول - درختان
در اين بخش، درختانى را نام مىبريم كه ميوههاى آنها در كوفه موجود بوده است، حال يا اصل درخت نيز در كوفه بوده و يا ميوه را از شهر ديگر وارد كرده بودند.
1. خرما: درخت خرما به سبب نوع آب و هواى كوفه و نيز استفاده فراوان عرب از آن، بيشترين حجم را به خود اختصاص داده بود، بهطورى كه قسمت شرقى كوفه كه در كناره رود فرات قرار داشت، محل اصلى نخلستانهاى مردم كوفه به شمار مىرفت. 4 خرماى كوفه بسيار خوشمزهتر از خرماى بصره بود،