229اعمال اينگونه افراد آن بود كه دينار را سوراخ نموده و طلايش را خارج ساخته و سپس فلز ديگرى جايگزين آن مىنمودند، آنگاه روى آن را مىپوشاندند كه به اين عمل اصطلاحاً «فراغت» مىگفتند. 1
سكههاى غيرخالص كه معمولاً در درهم وجود داشت، عبارت بود از:
اول - درهمهاى بَهْرَجَه
اين عنوان بر درهمهايى اطلاق مىشد كه از نقره نامرغوب ساخته شده بود. لغت بَهْرَجَه اختصار يافته لغت نَبَهْرَجَه كه عربى شده لغت نَبَهْره فارسى به معناى بىبهره مىباشد. 2 اين نوع سكهها را تجّار نمىپذيرفتند.
دوم - درهمهاى مُسْتَوِقَّه
اين اسم به درهمهايى اطلاق مىشد كه ناخالصى آنها، يعنى فلزات غير از نقره، بيشتر از نقره بود.
سوم - درهمهاى مُزَيَّفَه
اين عنوان به درهمهايى گفته مىشد كه در آنها نقره با مس مخلوط شده بود. 3
با توجه به رواج سكههاى غيرخالص و براى تشخيص آن، ضرورت ايجاد وظيفه و شغلى به نام نقد سكه پديد آمد كه سكههاى خالص را از ناخالص تشخيص دهد. به شخص نقد كننده «ناقد» گفته مىشد كه در بازار مىنشست و پاسخگوى مردم در اين خصوص بود. 4 همينطور شغلى به نام صرّافى يا صيرفى براى تبديل سكههاى مختلف به يكديگر پديد آمد.