86اين چالشگفته شده كه هدف بخارى در اين كتاب منحصر بهآوردن حديث نبوده بلكه مقصود او، استنباط از روايات بوده است، بههمين رو، برخى از ابواب اين كتاب بدون حديث و اسناد آن عنوان، و بهجملۀ « فيه فلان عن النَّبي(ص) أو نَحو ذلك » اكتفا شده است 1؛ كه در اين صورت، بخارى كتاب روايى نخواهد بود.
سه - عدّهاى از حفّاظ، تعدادى از احاديث بخارى را كه به110 مورد مىرسد و در32 مورد با مسلم مشتركند، و 78 مورد ويژه بخارى است، مورد نقد قرار دادهاند. 2
چهار - گروهى از راويان بخارى غيرثقه و ضعيفاند، حديثشناسان حدود 80 نفر از رجال بخارى را تضعيف نمودهاند و آن را با توجّه بهادعاى «صحيحترين كتاب، پس از كتابخدا» مشكل اساسى اين كتاب دانسته مىگويد: « وفي الواقع هذه مُشكلة المشاكل، فالوقوف على أسرار الرّجال محال » 3، 4.
گذشته از آن، حديثشناسان اهلسنت در قواعد جرح و تعديل، نظر هماهنگى ندارند، از جمله عِكرمه مولىابنعبّاس، كسى است كه منابع تاريخى و تفسيرى مملو از نقل اوست، درحالىكه گروهى او را تكذيب و جمعى او را توثيق نمودهاند؛ ابنجرير الطبرى و بخارى او را مورد تأييد قراردادهاند و تاريخ و تفسير آندو پر از نقل اوست. ولى مسلم او را تكذيب و جز يك حديث آنهم براى تقويت حديث سعيد بن جبير، از او نقل نمىكند 5؛
پنج - با نگاه به متن و اسناد بخارى، اختلاف فراوان در ضبط روايات مشاهده مىشود 6، و علت ناهمگونى را مىتوان در اين سخن بخارى جستوجو كرد: « رُبّ