3553. امام و هركسى ديگر را بر رسولالله(ص) مقدم و يا پيامبر دينى پندارند.
اما برخى از عالمان اهل سنت براى توجيه اعتقادات اهلسنت نسبت بهخلفا از يكسو، و متهم ساختن شيعيان از ديگرسو، ملاكهاى ديگرى كه نه با قرآن سازگارى دارد و نه از سنت رسولالله(ص) استفاده مىشود، براى غلو مىتراشند:
اول - تقدُّم على (ع) بر... ؛ ابنحجر(م852ق) با تعريف تشيع بهاينكه عبارت است از محبت على(ع) و مقدّم داشتن او برصحابه تصريح مىكند:« فَمَن قَدّمه(عَلِيّ) على ابيبكر و عُمَر فهوغالٍ في تشيعه يُطلَق عليه رافضّي » 1.
دوم - عدم دوستى شيخين ؛ ذهبى(م748ق)، در ترجمه ابوعروبه كه غالى است يا نه، مىگويد: «قلتُ: كلُّ مَن أحَبّ الشيخين فليس بغالٍ، بلى مَن تَكلّم فيهما فهو غالٍ مغترّ، فان كفّرهما (واليعاذ بالله) جاز عليه التكفير واللعنة » 2.
سوم - سَبّ و تصريح بهبُغض... ؛ سبّ 3 و تصريح بهبغض ابابكر و عمر، يكى از ملاكهاى غلو باطل قلمداد شده است 4. بنابراين مىتوان گفت نقش خدايىدادن بهامام(ع)، پيامبر شمردن امام(ع) مفهوم مشترك ميان عالمان شيعه و سنى است اما مقدم