343نمىدهند؛ از اين رو وى نتيجه نهايى پژوهش خود را اينگونه ابراز مى دارد: « أما أنا فَلااُعلِّل الامرين (حضور سبائيان در جمل و عدمحضور آنان در صفين و حكميت) إلّا بعلة واحدة، وهي أنّ ابن السوداء لم يكن إلّا وَهماً... وإنّما هو شخص إدَّخَرَهُ خصوم الشّيعة ...» 1.
دكتر كاملحسين، نيز بعد از نقل متن طبرى و اظهار شگفتى از اين گزارش، تصريح مىكند كه چنين گزارشى درمنابع مختلف مصرى ديده نمىشود و هيچ كسى از مصرىها آنچه بهزعم طبرى آمده، نقل نكردهاند با اينكه گروهى از اصحاب در مصر حضور داشتند و شرح حال و حديث از آنها حكايت شده ولى عكسالعمل آنان عليه ابنسبأ و آراء او گزارش نشده است، در نتيجه « فقصّة ابنسبأ في مصر و أنّه بثّ آراء التشيّع بين المصريين هي أقرب الى الخرافات منها الى أيّ شيء آخر » 2.
- بعضى از پژوهشگران علت موهوم بودن ابنسبأ و اينكه داستان سبئى طراحى دشمنان شيعه بوده است، اين مىدانند كه اين قضيه را مهمترين منابع حوادث سالهاى حكومت عثمان و پس از آن، همچون ابنسعد(م230ق) در الطبقات، بلاذرى(م279ق) در انسابالاشراف، ابوحنيفه دينورى(م230ق) درالاخبارالطوال، يعقوبى(م286ق) در تاريخ يعقوبى، مبرّد(م285ق) دركامل مبرد، مسعودى (245ق) در مروجالذَّهب و التنبيه و الاشراف، ابنقتبيه(276ق) در الامامة والسّياسة، از اين داستان سخن بهميان نياوردهاند. فقط طبرى از طريق سيف آن را گزارش نموده است 3. امّا اوج زيادهروى در پردازش داستان ساختگى ابنسبأ، دوران حكومت اموى و عبّاسى است تا از اين طريق از يك طرف بهبرخى ازحوادث ناگوارى كه در زمان عثمان و كارگزاران وى، اتّفاق افتاد، سرپوش بگذارند و از سوى ديگر، بر على(ع) و پيروان او تهمت ببندند و بعضى از