342ابىطالب(ع) به « ابوتراب » نامبرده، دشنام مىدادند و او را خارج از اسلام مىدانستند و عمار بنياسر را به« ابنسبأ » بهعنوان «اليمانى»، لعن و نفرين مىكردند بىآنكه اكثر ساكنان شام ابوتراب و ابنسبأ را بشناسند. 1 هرچند وى بر اين باور است كه ابنسبأ همان عماربن ياسر است 2، ولى اصل توطئه بودن داستان ابنسبأ چنانكه ديگران نيز آن را كار خصوم على(ع) و شيعه مىدانند، قابل تأييد است امّا اينكه ابن سبأ همان عماربن ياسر باشد، اوّلا : ادعاى چون خدا بودن، زنده بودن، در آسمان بودن على (ع)و همچنين سرانجام او مبنى بر اينكه على(ع) او را سوزاند و يا تبعيد كرد... با مقام عمار، اين صحابى گرامى و واقعيتهاى تاريخ سازگارى ندارد.
ثانياً: عماربنياسر از معدود ستارگان درخشانى است كه نزد رسولالله(ص) از جايگاه ويژهاى برخوردار بود و حتى آن حضرت از شهادت او بهدست گروه ياغى يعنى معاويه و سپاه او خبر داد و فرمود: « تقتُلكَ الفئةُ الباغية » 3. بنابراين، ابنسبأ موهوم، نمى تواند عماربنياسر باشد.
- طه حسين، با ابراز شگفتى از زياده روى مورخان نسبت بهابنسبأ و نقش او در شورش عليه عثمان و افروختن جنگ جمل ميان على(ع) و عايشه بدون اطلاع على، بهاين نكته تصريح مىكند كه دشمنان شيعه خواستند يك عُنصر يهودى را وارد اين مذهب نمايند تا بهحيلههاى خويش جامه عمل بپوشانند؛ زيرا مورّخان از يكسو، نقش ابنسبأ را در قتل عثمان و حادثه جمل برجسته و پر رنگ مىسازند، ولى از ديگر سو، از اين گروه در جنگ صفين و حادثه جنجالى «حَكَميت» كه جاى آنان بود، گزارش