339بهمتن اين كتاب مناظره اباذر با معاويه را كه ناشى از تأثير ابنسبأ بر او باشد، در حوادث سال 30 هجرت آورده است 1بعد از اين مناظره، معاويه گزارش اباذر را بهعثمان داد و عثمان دستور داد او را بهعنوان زندانى بهمركز خلافت بفرستد، معاويه وى را با وضع فجيع كه نزديك بود بميرد، بهمدينه فرستاد 2؛ و عثمان همان سال اباذر را به«رَبَذَه» تبعيد كرد، و اين صحابى گرامى در سال 31 3و يا32 4 بدرود حيات گفت. بنابراين ظهور ابنسبأ در سال33 و ملاقات او با اباذر، كه در سال31 يا 32 از دنيارفته، براى نيل به هدفش در سال30، چگونه قابل جمع است؟! 5و چگونه مىتواند اباذر يكى از ياران تأثيرگذار او محسوب گردد؟ 6 چنانكه على حسنى الخربوطلى با الهام از طبرى تصريح مىكند كه: «وكان أوَّل مَن بذرها (فتنة فى الشّام) رَجُلٌ صحابى جليلٌ إشتهر بالتقوى و الوَرع وهو أبوذرالغفارى، الَّذى إفتتن بدعوة ابنسبأ» ولى از ملاقات آن دو، سخن نمىگويد. 7 هرچند كه اين صحابى گرامى نه تنها به معاويه و امثال وى، كه به خود عثمان بارها بهخاطر حيف و ميل
بيتالمال مسلمين ايراد مىگرفت و آيه شريفه: ...وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لاٰ يُنْفِقُونَهٰا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِيمٍ (توبه: 34) را با صداى بلند مىخواند 8، ولى اين دليل نمىشود كه او تحت تأثير ابنسبأ قرار گرفته باشد.
بنابراين، با توجّه بهاين همه اختلاف، نسبت بهشخصيت و نقش و اهداف او، و دَهها