316منسوب مىكنند. اگر نگاهى بهواقعيتهاى عينى سنتپيامبر(ص) با قطع نظر از مباحث تاريخى و قرآنى امامت على(ع) بيندازيم، خواهيم ديد اعتقادات و باورهاى پيروان آن حضرت و اهلبيت(عليهم السلام) منطبق بر روايات اهل سنت است. در اين قسمت تنها بهچند نمونه از ميان صدها حديث از منابع قابل اعتماد خود آنها، بسنده مىشود، و حق داورى بهخوانندگان فرزانه واگذار مىگردد كه آيا طرح امامت اهلبيت(عليهم السلام) دسيسه است يا سنّت رسولالله(ص)؟، خلافت خلفاى سهگانه بدعت بود يا سنّت؟
يك - على(ع)، وزير و وصى و جانشين پيامبر
هنگامى كه فرمان علنى كردن بعثت، با آيه وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ (شعراء: ) صادر شد، رسولالله(ص) به على جوان(ع) دستور داد طعامى تهيه نمايد و سران بنىهاشم را كه چهلنفر بودند، فراخواند؛ دو بار مجلس بعد از صرف طعام توسط ابىلهب بهم ريخت، مرتبه سوم پس از اطعام، رسولالله(ص) فرمود:« يا بَنيعبدالمطلب، إنّي وَاللهِ مَا أعلمُ شاباً في العَربِ جاءَ قَومَهُ بأفضَلَ مِمّا جِئتُكُم به، إنّي قد جئتُكُم بِخَيرِالدُّنيا و الآخرة، و قد أمَرني اللهُ أن أدعوكم إليه، فأيُّكم يُؤَازِرُني عَلَى هَذا الامرِ، عَلَى أن يَكُونَ أخي، وكذا وكذا ؟»، جمعيت ساكت بودند، تنها علىبنابىطالب(ع) گفت: « أنا يا نَبِيَّاللهِ! أكُونُ وَزِيرك »، آنگاه رسولخدا(ص) شانه او را مىگيرد و مىفرمايد: « إنّ هذا أخي ووصيّي و خليفتي فيكم، فاسمَعُوا له وأطيعُوا »، حاضران با لبخند بهابىطالب گفتند: « قد أمَرَكَ أن تَسمعَ لِإبنكَ وتُطيع» 1، طبرى با تصرّف ظالمانه و خيانتكارانه در حديث، بهجاى عبارت «ان هذا أخي و وصيّي وخليفتي فيكم» در