314ابنياسر، مقدادبن أسود و حذيفةبن يمان كه همه از مستضعفان و بردگان بودند، مىشمارند و بهويژگىهاى آنان تصريح مىكند: « الَّذين والَوا عَلِيّاً لا لِطَمَعٍ فيمادةٍ أوجَاهٍ و إنّما إتِّباعاً لوصَايا النَّبي و تَوَسّماً للخير و الإيمان في عَلِيٍّ ...» 1.
بنابراين، پيامبرخدا(ص) هسته اوليه شيعيان را نيز معرفى كرد و آنان همانهايى بودند كه جز بهرضايت خدا و اعتلاى قرآن و اسلام نمىانديشيدند!
ج) ابنسبأ، طرّاح امامت!
از مباحث گذشته اين نتيجه بهدست آمد كه شيعه و تشيع در زمان رسولالله(ص) و همزاد با اسلام پايهريزى شد و مورد تأييد آنحضرت بود و اينكه گروهى پنداشتهاند شيعه توسط ابنسبأ يهودى الاصل بنيانگذارى شد، مردود و دور از واقعيت است.
همان گروهِ از نويسندگان افراطى، مدعىاند كه نخستين طراح ديدگاه امامت و وصايت على(ع) همان شخص، يعنى عبداللهبنسبأ يا ابنالسّوداء است 2و او را آن چنان تأثيرگذار وانمود مىكنند كه گويا همه مشكلات آن روز و امروز و حتى قيام مسلمانان عليه ظلمهاى عثمانبنعفان و جنگ جمل و...، دسيسه و طرح او بوده است؛ اما اينكه چنين شخصيت اسطورهاى وجود داشته يا نه، او چه كسى بوده است و چگونه و از كجا وارد تاريخ اسلام شد، بهزودى بررسى خواهد شد، ولى در اين قسمت بهاين سؤال پاسخ داده خواهد شد كه آيا بهراستى امامت على(ع)، طرح ابنسبأ بوده است؟!
بحث از امامت و ولايت علىبنابىطالب و اهلبيت(عليهم السلام) براى همه امت اسلامى آن قدر روشن و واضح است، كه هيچ حادثۀ تاريخى اسلام همانند آن، هَم از نظر عقلى و