305را همانند طبرى تفسير مىكند 1 و آيه 159 انعام را در شأن يهود دانسته و حديث71،72 و73 فرقه شدن سه امّت يهود و نصارى و اسلام را از رسولالله(ص) نقل مىكند 2. ابن جوزى (م597ق) كه مستند قفارى تنها گفتههاى اين عالم اهلسنت است، هرچند «شِيع» در آيه 10حجر را به«فرق» ترجمه مىكند ولى بلافاصله مىگويد: قال (الفرّاء): « ألشيعة، ألاُمّة المتابعة بعضها بعضاً فيما يجتمعون عليه في أمر » 3، در تفسير آيه 159 انعام، «شِيع» را بهفرق و احزاب معنا و چهارديدگاه را در آن مطرح مىكند و معناى اصلى شيعه را پيرو، مىگيرد 4.
ثانياً: بر فرض اينكه واژه «شيعه» در قرآن بهمفهوم فرق و احزاب باشد، مدعاى او را مبنى بر اينكه لفظ شيعه و اشياع غالباً در قرآن در امر مذموم استعمال مىشود و اين لفظ ضد ائتلاف و اجتماع است 5 ثابت نمىكند؛ زيرا همانگونه كه از مهمترين تفاسير اهلسنت ملاحظه شد، اين واژه بهمعناى «ملت» و «جماعت» و «اهلدين» تفسير شده بود و اگر در برخى موارد بهفِرق و احزاب معنا شد، از باب بهكار رفتن لفظ در معناى مجازى آن بود نه حقيقى و اين معنا شامل مذاهب پيروان خلفا هم مىشود و اگر در آيات 65، 159 انعام در تفسير طبرى و فتحالقدير لفظ «شِيع» در مذمت و اختلاف بهكار رفت، بهاعتبار نتيجه اختلاف است، يعنى هرفرقه از فِرق مختلف، شيعه و پيروى مستقل