289بىعدالتىها و... نسبت بهخاندان وحى، صورت نمىگرفت و از نشر علوم آنان جلوگيرى بهعمل نمىآمد، چه مىشد؟ و چه آثارى در جهت پيشرفت و تعالى اسلام در پى داشت و امروز مسلمانان در كدام نقطه از عالم ايستاده بود؟!
سه - اينكه موسى جارالله و برخى ديگر مدعى شدند روزى مهدى مزعوم از سرداب موهوم خارج شده و مصحف على(ع) را بههمراه خواهد داشت؛ اوّلاً: بهاعتقاد پيروان اهلبيت نَهتنها مصحف ياد شده كه امانتهاى رسالت پيامبر(ص) نزد آن حضرت محفوظ است. ثانياً: مهدى موعود(ع) نَه از سرداب مورد نظرشما كه از كنارخانه خدا قيام مىكند. ثالثاً: اعتقاد بهمنجى عالم، فرا مذهبى است و اختصاص بهشيعه ندارد بلكه همه اديان الهى معتقد بهمنجىاند.
سرانجام در اصل وجود مصحف اميرالمؤمنين(ع) كه پس از رسولالله براصحاب عرضه شد ولى بهدلايلى مورد پذيرش قرار نگرفت، با ويژگىهايى چون متن قرآن براساس تاريخ نزول، تأويلات آيات، تفسير، بيان مصاديق، و...، بوده است و هيچ ترديدى نيست كه اين مصحف نهتنها شاهد بر تحريف قرآن نيست كه مؤيدى بر تحريفناپذيرى آن است و آنچه القفارى و ديگران در اين جهت بافتهاند، جز افترا و تهمتى بيش نيست و در حقيقت بىاطلاعى خودشان را بهمعرض ديد گذاشتهاند!
نتيجهگيرى
در اين بخش، اتهام گروهى از نويسندگان مبنى براينكه شيعه و در رأس آنان كلينى، معتقد بهتحريف قرآن اند، مورد بررسى و نقد قرارگرفت، و اين نتيجه را داد كه: اوّلاً : شيعه معتقد بهتحريف قرآن نيست؛ عالمان شيعه گذشته از عمل و استنباط احكام عملى از قرآن موجود و قرائت سورهاى از آن، در نمازها...، آيه شريفه: إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ (حجر: ) را محكمترين دليل بر صيانت قرآن از تحريف مىدانند. ثانيا ً: موارد تحريف بهمفهوم باطل آن، بيش از آنچه در منابع شيعه باشد در منابع مورد پسند